Hell or High Water

Hell or High Water

دو برادر به نام های توبی و تانر در تلاشند تا با به دست آوردن پول از راه سرقت بانک ، بدهیشان را با بانک صاف کرده و از توقیف مزرعه شان که در گروی آنهاست جلوگیری کنند. در این میان رنجری باهوش به نام مارکوس همیلتون نیز به تعقیب این دو برادر می پردازد.

ژانر :

جنایی | درام

امتیاز IMDb :

8.3

امتیاز منتقدین :

88/100

محصول کشور :

آمریکا

کارگردان :

David Mackenzie

ستارگان :

Ben Foster | Chris Pine | Jeff Bridges
نوشته شده در 1395/06/15

نقد فیلم به هر قیمت Hell or High Water

منتقد : اوون گليبرمن (ورایتی)

 

"hell or high water" فیلم خوب و هیجان انگیزی است – درامی بسیار خوب درباره ی جرم، ترس و احساسات برادرانه در فضای آفتاب سوخته و خواب آلود تگزاس که از نظر اعتبار بسیار فریبنده به نظر می رسد. فیلم مانند بسیاری ازحماسه های دیگر با دزدی از بانک آغاز می شود: در شعبه ی میدلندز تگزاس در یک شهر بسیار کوچک، دو مرد با ماسک های روی صورتشان اسلحه هایشان را نشان می دهند و پول را از پشت پنجره ی تحویل دار می گیرند. یکی از آن ها یک پسر وحشی است که کمی بیش از حد از دزدی کردن لذت می برد. وقتی به سمت ماشینشان فرار می کنند (انتخاب نوع اتومبیل ثابت می کند که آنها دزد هستند) فکر می کنیم درحال دیدن فیلمی عامه پسند درباره ی بازنده های خشن و بسیار بی پروا هستیم. اما " hell or high water " کمی متفاوت است. توبی (کریس پاین) و تانر ( بن فاستر) برادر هستند و در ذهن های خود برای کاری که می کنند دلایل خوبی دارند. آن ها خلافکاران کم ارزشی هستند اما شخصیت های قدرتمندی دارند و تمام بالا و پایین رفتن آن ها فراتر از قانون ، ریشه در دنیای واقعی دارد. " hell or high water " هیجان قانون شکنی را با  رگه هایی از گذشته ی خانوادگی و سرنوشت فراموش نشدنی ادغام می کند. فیلم توسط دیوید مکنزی کارگردانی شده و فیلمنامه آن نیز نوشته ی تایلور شریدان (نویسنده ی "سیکاریو") است. اثر مستقل و قدرتمندی که با ادغام نامتعارف قدرت ستاره هایش و داستان سرایی بی پروا ، پتانسیل پرفروش شدن را خواهد داشت و احتمالا مدعی دریافت جوایزی نیز خواهد بود.

 

کریس پاین با بدخلقی فریبنده و چشم های آبی روشنش، تلاش های زیادی برای پیدا کردن نقش های جدی دراماتیکی همچون کاپیتان کریک که مناسبش باشند انجام داده است و نقشش در این فیلم بدون شک پیشرفت غیرمنتظره ای در این راه برای وی خواهد بود. پاین شخصیت توبی که دو فرزند دارد و از همسرش جدا شده و یکسال است کسی او را ندیده، مانند یک پسر جذاب بد ، به شکل سحرآمیزی از آب در می آورد. توبی می داند چگونه کار را شروع کند اما ظاهر افسرده ی او بازتاب تمام اشتباهاتی است که تا به حال انجام داده است . بن فاستر، با پوشیدن یک استیچ موتورسواری و نگاه خیره ای که جرئت خیره شدن متقابل را از شما می گیرد، تانر را پسر بدتر جلوه می دهد. دزدی که سال ها در زندان بوده وصبر –یا ایمان- راه راست رفتن را ندارد. او یک جامعه ستیز است که می داند به همه چیز در زندگی اش گند زده ( که همین باعث آرامش وی می شود).

 

این طور که مشخص است، دزدی ها تماما ایده ی توبی هستند و او با زیرکی فوق العاده ، تدارک همه چیز را دیده است. آن دو همواره صبح زود به یک سری از شعبه های میدلند تگزاس حمله کرده و خود را محدود به اسکناس های بی نشان برداشته شده از لیست می کنند. کار هوشمندانه تر این است که آن ها تعدادی ماشین متفاوت دارند و پس از هر دزدی آن ماشین را در گودالی از قبل کنده شده ، پشت مزرعه ی خانوادگیشان دفن می کنند. دلیل آن که توبی با چنین نبوغی این نقشه ها را طرح ریزی می کند ، انگیزه بالای اوست. بانک محلی – بله میدلندز تگزاس- درحال توقیف کردن آن مزرعه است و دو برادر برای پرداخت بدهی و حفظ اموالشان به پول زیادی احتیاج دارند. پیامد فیلم این است که در فرهنگ جدیدِ آمریکایی و نظام سرمایه داری این کشورکه با محوریت شرکت های بزرگ اداره می شود ، بانکها فقط قصد بالا کشیدن اموال هموطنانشان را دارند. بانک برای کمک کردن نیست، برای دزدیدن است ولو قانونی و در این مورد، چیزهای زیادی برای دزدیدن هست. توبی در این زمین نفت پیدا کرده و برای تامین آینده ی فرزندانش که نتوانسته برایشان پدری کند می خواهد هر طور شده آن را به چنگ بیاورد.

 

برای یک فیلم ، چندان نیاز به حقه و نیرنگ نیست که ما را طرفدار گروه دزد ها یا قاتلان کند اما در " hell or high water" ابهامی قدرتمند بین ارتباط ما با دزدی برادرها وجود دارد. هر دو در فقر بزرگ شده اند و توجیه توبی برای تبدیل شدن به خلافکار خشن این است که نیاز دارد سرنوشت مالی خانواده اش را تغییر دهد. او و تانر در عین بی اخلاقی ، شرافتمند نیز هستند و فیلم کارهای آن ها را در مقابل شبحی از کامیابی در حال محو شدن می سنجد. با کار و آینده ی ناپدید شدهی آنها ، آیا این دو پول های مردم را می دزدند؟ یا صرفا دارند سهم خود را می گیرند و اموال خود را حفظ می کنند؟ شاید هر دو. " hell or high water " درک درستی از این مسئله دارد که چه چیزی باعث می شود مردم عادی دست به خلاف بزنند که این موضوع با گرسنگی شعرگونه و نومیدی "آهنگ جلاد" نورمن میلر نیز ترکیب می شود.

 

برای بسط دادن موضوع و همچنین زیاد کردن پیاز داغ تعلیق آن ، یک شخصیت اصلی سوم هم وجود دارد که نقش زیادی در مجذوب کردن تماشاگران دارد. در این هنگام است که جف بریجز، با صدای بم و کلمات پخته و کشیده که به نظر می آید هیچ کاری به جز جویدن تنباکو بلد نیست، در نقش مارکوس ظاهر می شود . رنجر پیر تگزاسی که باهوش ترین فرد داستان است و خودش نیز این را می داند، اما نمی گذارد شما متوجه آن شوید. بریجز که شبیه گربه ماهی پیر است، شیوه بازیگری خویش را عوض کرده و با کاهش سرعت واکنش هایش (گاهی حرکاتش به شکل کنایه آمیزی یادآور کریس کریستوفرسن است ) رفتارهای تگزاس خواب آلود را اتخاذ می کند که دقیق ترین توهین ها را بسیار مودبانه جلوه می دهد. او قیافه ی خشک و بی روحی دارد با این حال به هر جمله ای که بر زبان می آورد درخششی خاص می دهد. شخصیت مارکوس در فیلم چیزی مابین شخصیت ستوان کلمبوی سرشناس و ژاور در بینوایان است ، از آن نوع کارآگاه هایی که همواره در کارشان موفق می شوند چرا که می دانند چطور مثل خلافکارانی که دنبالشان هستند فکر کنند. زمانی که تانر نقشه ی برادرش را با سرقت بداهه اش بهم می ریزد ، مارکوس همه چیز را می فهمد و این مسئله منجر به یک صحنه ی عالی و بامزه می شود. آنجایی که کارآگاه و همکار نیمه کومانچی اش آلبرت ( گیل برمینگهام) -که بیشتر توهین ها متوجه اوست- در یک بار پیاده رویی در میدلندز می نشینند و منتظر دزدها می مانند تا سر و کله شان پیدا شود. مارکوس سه ماه به بازنشستگی اش مانده و بریجز به خوبی ترس و نگرانی ناشی از آن را به نمایش می گذارد ، در واقع بریجز در هنگام اجرای نقشش ، روی درک مارکوس از جرم با لذت عمیق بدبینانه اش حساب ویژه ای باز کرده است.

 

مکنزی که کار فیلمسازیش را از گلاسکو آغاز کرده است ، فضا و حال و هوای تگزاس را به گونه ای به نمایش می گذارد که گویی خودش نیز متولد آنجاست و فیلمنامه شریدان هم سرشار از دیالوگ های دندان شکن است و از آن گذشته طراحی استادانه ای هم دارد. مارکوس با کمی توجیه خود را یک کابوی می داند، یک مرد قانون که به کدی تاریخی گرفتار شده ، اما "hell or high water" تصویری از تگزاس را نشان می دهد که در آن هرکسی خودش را کابوی می پندارد. توبی و تانر مانند نوادگان پانک جان وِین با غرور راه می روند، به دنبال آزادی ای که به عقیده  شان تمدن می خواهد آن را بالا بکشد. و هر تماشاگری در اطراف آن ها ، شهوت داشتن این آزادی را دارد. همه ی این ها به دلیل اسلحه هایی است که حمل می کنند. هرکدامشان به دنبال آن هستند که یکی از آن اسلحه ها را برای نجات کسی (ایالت کامل نمایندگان آماتور) به کار گیرد و فیلم معنی واقعی سلاح را به ما نشان می دهد ، در واقع اسلحه دال بر قدرت، شخصیت و مقام است. " hell or high water" فیلم نادری است که حتی لیبرال ها را برای درک روح فرهنگ اسلحه آمریکایی به نگاه کردن از درون مسئله دعوت می کند.

توبی و تانر هم با قانون و هم با یکدیگر در حال درگیری هستند اما " hell or high water " آنگونه که انتظارش را دارید تمام نمی شود. پاین و فاستر با رابطه ی پرقوت و محبت آمیز متضادشان واقعا شما را متقاعد می کنند که برادر هستند. گاهی اوقات آن ها به نسخه ای از تصویر توامان عشق و نفرت در روابط برادرانه ی ایتان هاوک و فیلیپ سیمور هافمن در فیلم " قبل از آنکه شیطان بداند مرده ایِ" سیدنی لومت تبدیل می شوند. " hell or high water " با اینکه راه شگفت انگیزی را برای رها کردن آدرنالین در مخاطبانش می یابد با این حال همچنین درامی اخلاقی است که نتیجه هر عمل مخربی را به ما خاطرنشان می کند. فیلم همواره دید خوشبینانه ای به قضایا دارد حتی زمانی که نمی داند دقیقاً سمت خوشبینانه کجاست.

 

مترجم : شادی علیمحمدی

 

اختصاصی هنرنما

 

دیدگاه کاربران
نام: