Free State of Jones

Free State of Jones

دولت آزاد جونز داستان یک کشاورز اهل می سی سی پی به نام نیوتون نایت (مک کانهی) است که در بحبوحه ی جنگ های داخلی آمریکا یک گروه شورشی شامل کشاورزان و بردگان را برای مبارزه با ارتش کنفدراسیون رهبری می کند .

ژانر :

اکشن | زندگی نامه | درام | تاریخی | جنگی

امتیاز IMDb :

6.7

امتیاز منتقدین :

/100

محصول کشور :

آمریکا

کارگردان :

Gary Ross

ستارگان :

Matthew McConaughey | Gugu Mbatha-Raw | Keri Russell
نوشته شده در 1395/05/17

نقد فیلم ایالت آزاد جونز 2016 Free State of Jones

منتقد : اوون گلبرمن

 

داستان نیوتون نایت ، کشاورز اهل می سی سی پی و سرباز فراری متفق که سردسته گی چریک ها را بر عهده دارد ، ترسیم یک  جدال تاریخی است که توسط متیو مک کانهی در "ایالت آزاد جونز" به تصویر کشیده شده است. عده ای از او با عنوان جنگجوی آزادی یاد می کنند و عده ای دیگر خلافکاری بی پروا. همین تفاوت دیدگاه ها در فیلم منجر به وجود دیالوگ های شمالی / جنوبی شده است.

 

نایت را می توان ترکیبی از کوین کاستنر در "رقصنده با گرگ ها" ، پرفسور مارکسیست مقدس و نسخه ی سفید پوست مالکوم ایکس نامید. به دلیل نوع اجرای مک کانهی ، کاراکتر وی برای واقعی بودن کمی بیش از حد خوب به نظر می رسد اما در هر صورت این موضوع اقتضای فضای "ایالت آزاد جونز" می باشد. فیلم داستان آزادی نژادی و خونریزی های قهرمانانه است که طراحی شده تا در هر گوشه ای از کار ، با طرز تفکر روشنفکرانه ی خود مارا به نقطه ی خاص برساند و تحت تاثیرمان قرار دهد. حوادث تاریخی فیلم به روند داستان مقداری هیجان و جذابیت می بخشد با این حال این اثر آنقدر ذاهد مسلکانه و سفت و سخت است که شما را متعجب خواهد کرد که چگونه درامی با مدت زمان 2 ساعت و 19 دقیقه ،وسط فصل تابستان اکران می شود ، آن هم اثری که از لحاظ ضرورت اخلاقی و جذابیت داستانی هرگز به پای آثار مشابهش چون "دوازده سال بردگی" و "افتخار" نمی رسد. مشتریان گیشه چندان مشتاق دیدن این فیلم نخواهند بود چرا که خود فیلم هم به اندازه ی کافی اشتیاق آور نیست.

 

در 1862 همزمان با آغاز داستان "ایالت آزاد جونز" ، نیوتن نایت تنها یک پرستار گمنام خسته از جنگ است که تا آرنج در خون فرو رفته است.  وی موقتا از میدان جنگ بیرون می آید تا جنازه ی همسایه ی جوانش را برای یک خاکسپاری آبرومندانه به خانه برگرداند. اما هنگامی که قصد بازگشت را دارد با صحنه ی غارت سربازان متفق از کشاورزان محلی مواجه شده و دیدن این تجاوزها با خشم قبلی او از قانون جدید سربازی ترکیب می شود.  در این قانون اگر خانواده ی متفقین 20 برده داشته باشند ، پسر بزرگتر خانواده از خدمت سربازی معاف می شود. اگر 40 برده داشته باشند 2 پسر معاف می شوند. این قانون که برای محافظت از ثروتمندان وضع شده باعث می شود نایت به خودش بیاید و از خود بپرسد که برای چه می جنگد؟ او می گوید" خسته ام از اینکه به آن ها کمک کنم برای پنبه های خود مبارزه کنند." این دیالوگ ما را ناخودآگاه یاد مسائل معاصر جهان می اندازد. خستگی سربازان آمریکایی از جنگ در عراق برای به دست آوردن نفت. ایستادگی نیوتون در برابر غارتگران ، منجر به خروج وی از ارتش متفقین شده و سر انجام او در اطراف یکی از شاخه های فرعی رودخانه ی می سی سی پی به همراه گروهی از افرادی که قبلا برده بودند و اینک تبدیل به مبارزانی تازه نفس شده اند پنهان می شود. در گروهی که نیوتون فرماندهی و رهبری معنوی آنها را بر عهده می گیرد ، علاوه بر این افراد ، گروهی از یاغیان ایده آل گرا هم حضور دارند.

 

روشی مناسب برای توصیف مک کانهی این است که بگوییم وی در نقش هایش رفته رفته به سمت تاریکی می رود. در یکی دو دهه ی اخیر ، او تماما نور و ملاحت بود. با یک خودشیفتگی خاص و آنقدر جذاب که گاهی روی لبه ی خود شیرینی می ایستاد. اما در آثار اخیر وی ، از "وکیل لینکلن سوار" و به خصوص "مجیک مایک" به بعد ، مقادیری بد اخلاقی و شرارت از شخصیت وی تراوش کرده و در نهایت در سفری شگفت انگیز به بازی مبهوت کننده ی وی در سریال "کارآگاه واقعی" منتهی می شود. چیزی که او را به شخصیتی فرشته خو و در عین حال شیطانی تبدیل کرده و از وی بازیگری کامل ساخت. اینچنین بود که مک کانهی برای بازی در نقش انسانی خشن ولی خوش قلب در "باشگاه خریداران دالاس" برنده ی جایزه اسکار شد و همین افتخار تاثیر خود را روی انتخاب نقش های بعدی وی نیز گذاشت.

 

"ایالت آزاد جونز" تصویری که از نایت به ما می دهد ، فردی شجاع و روشنفکر است که تمام سایه های ابهامات اخلاقی را پشت سر می گذارد. در کنار آن مک کانهی در به نماش گذاشتن نا امیدی های این شخصیت آن چنان قدرتمند و با تجربه عمل کرده که حتی یک یاغی هم در نقاب یک قدیس قابل قبول به نظر می رسد. هیکل نزار، چشمان سرد و خیره و ریش سیاه کم پشت نایت ، از وی یک جانی و ویرانگری از جان گذشته می سازد ، یک جنوبی بدویِ با ایمان و پیرو کتاب عهد عتیق که به دنال جایی برای برای بارور کردن اعتقاداتش می گردد، چرا که دیگر نمی تواند جایی برای آن در بین متفقین پیدا کند. در این میان شخصیت موسی (ماهرشالا علی) هم تلنگر به موقعی به شخصیت اخلاقی و انسانی نایت می زند.

 

راس به خوبی توانسته فضای کنجاوی برانگیزی را بر فیلم خود حاکم کند. اینکه نایت چگونه وقتی تمام نیروهای متفق می سی سی پی علیه وی هستند ، موفق به پیروزی می شود ، با این حال " ایالت آزاد جونز" یکی از آن درام های تاریخی است که با وجود داشتن دیالوگهای اخلاقی پر التهاب ، به شدت از جزئیات ابتدایی تهی است. راس در چند قسمت از فیلم برای پیشرفت بهتر داستان ، از تصاویر واقعی جنگ های داخلی استفاده کرده است. یکی از این تصاویر برای به تصویر کشیدن این مطلب که جدا شدن مردم از ارتش متفقین در جولای 1863 رو به فزونی رفته به کار برده شده است. در این تصویر نمایی از ارتش چریکی نایت در اراضی جنگلی را می بینیم که جمعیتی متشکل از 100 نفر با شور و احساساتی مرتدانه به آن ملحق می شوند. اما این صحنه آنقدر با سیاهلشگرهای کمی فیلمبرداری شده که در آن تاثیرگذاری مد نظر کارگردان عملا از بین رفته است.

 

موسیقی متن فیلم به خوبی روی کار سوار شده و ما با شنیدن آن متوجه می شویم کجاها خطر نزدیک می شود و چه زمان سر و کله ی تبهکار متفق ، باربور پیدامی شود. ارتش نایت در فیلم ، به صورت یک آرمان شهر شبه نظامی به تصویر کشیده شده است که از نظر جنسیتی و نژادی از ترکیب خوبی برخوردار است. بخشی از این ارتش ، زنانی هستند که پا به پای مردان به تیراندازی می پردازند و بخشی دیگر سیاهپوستانی هستند که تقریبا هیچگونه درگیری ای با سفیدپوستان ندارند. تنها نمونه ی کشمکش نژادی در ارتش نایت زمانی است که یک سرباز سفید پوست ، موسی را با لقب "کاکاسیاه" صدا می زند و موسی به سادگی در جواب می گوید: تو چطور؟ نیستی؟ در اینجا منظور موسی این است که  چطور می توانی ثابت کنی که تو هم یک کاکاسیاه نیستی؟ این دیالوگ ها کنایه ای هستند به مورد تجاوز قرار گرفتن زنان سفید پوست و سیاه پوست توسط نیروهای متفقین. در اینجا ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا چنین گفتگویی در سال 1863 واقعاً اتفاق افتاده است؟

 

در ادامه شورش نایت دست و پا در آورده و وسیع تر می شود و قسمت جنوب شرقی می سی سی پی و جونز کانتی را در بر می گیرد که نایت آن را "ایالت آزاد جونز" می نامد. به نطر می رسد که این نامگذاری با مسائل قلبی و حسی هم بی ارتباط نیست. فیلم بازگویی داستان رابطه ی نایت با یک برده ی پیشین به نام ریچل (گوگو امباتارا) است که به وی خواندن و تیراندازی می آموزد و سرانجام نیز مادر پسر نایت می شود. هارمونی نژادی در این اثر بسیار تاثیرگذار و قابل تحسین است و در عین حال ، طبقه بندی داستان عشقی آن هم در چارچوب مناسبی تعریف شده است ، حتی زمانی که همسر نایت، سِرِنا (کِری راسل) و ریچل در خاتمه مسئولیت بزرگ کردن پسر نایت را تقسیم می کنند. در واقعیت نایت از ریچل که در ادامه همسر قانونی وی شد 5 فرزند داشت از سرنا هم 9 فرزند که هر دو خانواده در مجاورت هم زندگی می کردند. این قضیه در واقع برای ساخت یک فیلم جذاب و شگفت انگیز مناسب تر است تا داستانی که راس در قالب یک اثر روشن فکرانه و عاشقانه ی روستایی ارائه داده است.

 

مترجم : شادی علیمحمدی

 

اختصاصی هنرنما

 

 

 

 

 

دیدگاه کاربران
نام: