Miracles from Heaven

Miracles from Heaven

معجزاتی از بهشت ، داستانی باورنکردنی درباره ی خانواده ی بیم است. کریستی (گارنر) بعد از اینکه متوجه می شود دختر 10 ساله اش از یک بیماری گوارشی ناعلاج رنج می برد ، تمام تلاشش را برای درمان وی به کار می بندد اما به نظر می رسد فقط یک معجزه می تواند دخترک را از مرگ نجات دهد.

ژانر :

درام

امتیاز IMDb :

6.6

امتیاز منتقدین :

44/100

محصول کشور :

آمریکا

کارگردان :

Patricia Riggen

ستارگان :

Jennifer Garner | Kylie Rogers | Martin Henderson
نوشته شده در 1395/04/23

نقد فیلم معجزاتی از بهشت Miracles from Heaven

منتقد : جف برکشیر (ورایتی)

 

.اساس داستان "معجزاتی از بهشت" در واقع کلیات خود را زیر سوال می برد. اگر ما به هر طرف که بنگریم معجزه ای ببینیم، پس چرا باید وقت خود را برای دیدن یک چنین فیلمی تلف کنیم؟ مخاطبان معتقد و مذهبی سینما به ایجاد تغییر و دستکاری غیر مسئولاته و البته بی ضرر در این نمایش سطحی و الهام بخش، اعتراض نخواهند کرد ، خصوصا هنگامی که فیلم می خواهد با نهایت صداقت مفاهیم خود را بیان کند. در عوض این افراد می توانند به تماشای فیلم پرطرفدار "بهشت واقعی است" بنشینند که آن هم بر اساس داستان واقعی ساخته شده و از هر لحاظ از این فیلم بهتر است و می تواند جایگزین خوبی برای این اثر باشد. "بهشت واقعی است" که داستان کودکی را روایت میکند که ادعا می کند بهشت را دیده و این تجربه را می خواهد با دیگران در میان بگذارد ، پس از نمایش در عید پاک مسیحیان به فروش خوبی دست یافت.

 

فیلم ریگن در واقع تکرار مکررات است و فقط به درد گروه کر کلیسا می خورد هر چند بعید است آنها هم به تماشای این فیلم بنشینند ، به هر حال چیزی که مشخص است این است که برای ریگن دیده شدن بهتر از بیکار ماندن است. باعث تعجب است که در "معجزاتی از بهشت" شاهد هیچ ریسکی نیستیم. از تصدیق بی پرده ی مشتریان کلیسا گرفته تا تمرکز روی زنی که در مبارزه با بیماری نادری که جان کودکش را تهدید می کند ، ایمانش به چالش کسیده می شود. اگر چه فیلم کم پند و موعظه ندارد ولی نمی توان گفت تمام فیلم شامل این مسائل می شود.

 

فیلمنامه ی اقتباسی رندی براون درباره ی شرح حال زنی به نام کریستی بیم (جنیفر گارنر) ، مادر سه فرزند است که یکی از آنها با نام آنابل (کایلی راجرز) دچار مشکلات مزمن معده بوده که در ادامه با گسترش این بیماری ، وی در وضعیتی نزدیک به مرگ قرار می گیرد. در حالی که همسر دامپزشک کریستی به نام کوین (مارتین هِندرسون) به همراه دو دختر دیگرش اَبی (برایتون شاربینو) و آدلین (کورتنی فنسلر) هر کاری را که در توان دارند برای کمک به آنابل انجام می دهند، اما این کریستی است که بی وقفه می کوشد تا راهی برای نجات جان دخترش بیابد تا جایی که به بوستون رفته و با مراجعه به دفتر پزشک آنابل ، دکتر نورکو ، دفتر کار وی را به هم می ریزد.

 

تعهد قدرتمندانه ی کریستی به آنابل ستون اصلی فیلم را تشکیل می دهد و اکثر مدت زمان فیلم نیز صرف مبارزه با بیماری آنابل و ناامیدی ناشی از آن برای مادر و دختر می شود. تشخیص بیماری آنابل خود مصیبتی بزرگ است اما هنگامی که دکتر نورکو اعلام می کند درمانی برای این بیماری وجود ندارد، در واقع خانواده را به لبه ی پرتگاه می رساند و باعث می شود کریستی از ایمان استوار خود پا پس بکشد.

 

در "بهشت واقعی است" این رابطه ی پدر و پسر است که نقش محرک فیلم را ایفا می کند . اما در اینجا با یک دگرگونی جنسیتی ، گارنر و راجرز اجراهای کاملا متعهدانه ای ارائه داده و اندوه و اضطراب جسمانی و ذهنی وارده بر کودکان مریض و سرپرستان آن ها را به زیبایی به نمایش می گذارند اما مسئله اینجاست که در طول فیلم ، رویکرد بصری ریگن به سختی در قالب سینمایی در می آید اما برخی نکات و جزئیات اثر به خوبی پتانسیل تبدیل شدن به فیلمی ترسناک برای والدین را دارد. همانطور که درد از پا در آمدن آنابل عوارض خود را بر کریستی می گذارد، فیلم نیز سوال های اجتناب ناپذیری را در ذهن بیننده ایجاد می کند. سوالاتی درباره ی نقشه های خدا و اینکه چه اتفاقی می افتد زمانی که یک کودک ، علاقه ی خود را به زندگی از دست بدهد (در آخر اگر بهشت واقعا وجود دارد، چرا مصیبت به این بزرگی را تحمل کنیم؟)

 

اما در نهایت "معجزاتی از بهشت" به بزرگترین معجزه اش می رسد: بهبود خود به خودی بیماری آنابل بدون هیچ توجیه پزشکی پس از سقوط خطرناک وی از روی درخت در حیاط خانه (این صحنه به صورت متقاعد کننده ای توسط طراح تولید، دیوید آر سندفور به تصویر کشیده شده). ناپدید شدن بیماری آنابل همه را متعجب می کند، اما این مقاومت نجیبانه ی خود آنابل است که باعث می شود روحش هنگام بیهوشی به بهشت سفر کند ( با استفاده از جلوه های تصویری شبیه "استخوان های دوست داشتنی" پیتر جکسون و نقاشی مونه که آنابل را در موزه ی بوستون مجذوب کرد) و این اتفاقی است که کریستی را در اعتقادات مسیحیش راسخ تر از پیش  میکند. تمام مصیبت زمانی ختم به خیر می شود که پیشوای روحانی اسکات ( جان کارول لینچِ) از کریستی دعوت می کند تا در کلیسا صحبت کند و کریستی در ادامه جمله ای دوپهلو از اینشتین را نقل می کند (تنها دو راه برای زندگی کردن وجود دارد. یکی آنکه فکر کنی در این دنیا هیچ چیز معجزه نیست و دیگری آنکه فکر کنی همه چیز معجزه است). در این هنگام یک روزنامه نگار بی اعتقاد (وین پیر) که دخترش نیز در بیمارستان در کنار آنابل بستری بود، پس از مشاهده ی دفاعیات کریستی در برابر یکی از افراد معترض در کلیسا ، طرف کریستی را می گیرد که این اتفاق باعث می شود تا مردم یک به یک شروع به کف زدن کنند. این صحنه برای مخاطبان اگر مهمترین دلیل خرید بلیط و تماشای فیلم نباشد ، دست کم برای احساساتی کردن آن ها کافی خواهد بود.

 

ریگن برای اثبات حسن نیت فیلم ، اثرش را با نشان دادن تصاویری از خانواده ی واقعی بیم که در خانه شان مشغول خوشحالی کردن هستند به پایان می برد. دیدن چهره های خندان اعضای خانواده پس از تمام ماجراهایی که شاهدشان بودیم ، ممکن است دلیلی بر وجود معجزه نباشد اما مطمئنا قلب انسان های معتقد واقعی را جلا داده و باعث می شود این افراد فیلم را به اطرافیانشان معرفی کرده و پیام این اثر را به گوش آنها برسانند.

 

 

مترجم : شادی علیمحمدی

 

اختصاصی هنرنما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیدگاه کاربران
نام:  

 
مهمان گفته :
تاریخ درج نظر : 1395/05/07
تقرييا پانزدع دقيقه پيش اين فيلم را ديدم اين فيلم قدرت احساساتي كردن تماشاچي را دارد اما سكانس ها آخر كه مربوط به مردن هم تختي آنابل كه پدري بي اعتقاد داشت چهره اي انتقام گير از دستگاه مارراي طبيعه مسيحي تداعي مي كند كه عدم اعتقاد به معتقدات مسيحي را بشكل خطري كه مي تواند تهديدات عملي ببار آورد را به معرض نمايش مي گذارد