Warcraft

Warcraft

داستان وارکرافت درباره ی سرزمینی به نام ازروت است که پس از گذراندن دوران صلح و آرامش ، به ناگاه مورد حمله ی اورک ها قرار می گیرد . در این میان قهرمانانی از داخل انسان ها و اورک ها همچون لوتار و گارونا ، در تلاشند تا از بروز یک فاجعه ی بزرگ جلوگیری کنند.

ژانر :

اکشن | ماجراجویی | فانتزی

امتیاز IMDb :

7.5

امتیاز منتقدین :

32/100

محصول کشور :

آمریکا | |

کارگردان :

Duncan Jones

ستارگان :

Terry Notary | Travis Fimmel | Toby Kebbell
نوشته شده در 1395/04/13

نقد فیلم Warcraft: The Beginning

منتقد : استیو رز (گاردین)

 

فیلم پر هزینه و حماسی وارکرافت ، در نگاه اول یادآور آثار محبوبی چون "ارباب حلقه ها" و "بازی تاج و تخت" است. فیلمی که از بسیاری جهات همچون بلند پروازی های خاصش ، طراحی صحنه ها و حتی سیاست های کلیش شایسته ی تحسین شدن است.

دنیایی که داستان ما در آن رخ می دهد ، ازروت نام دارد که از نظر ویژگی ها و چشم اندازهایش بی شباهت به دنیای اساطیری آثار خلق شده توسط جی. آر. آر. تالکین (نویسنده ی کتاب ارباب حلقه ها) نیست. اکثر جمعیت این سرزمین را انسان ها و عموما سفید پوستان تشکیل می دهند اما دورف ها ، الف ها و سایر موجودات افسانه ای هم جایگاه ویژه ی خود را در اختیار دارند . در این میان اورک ها که از دروازه ی سحر و جادو ، از دنیایی دیگر وارد این جهان شده اند با حمله ی ناگهانی خود به ازروت ، آرامش این سرزمین را بر هم می زنند. این موجودات که باید آنها را از هیولاهای افسانه ای آثار تالکین تفکیک کرد ، در واقع غول های باهوشی هستند با سر هایی کوچک ، عاجی مانند نیش و دستانی غول پیکر با انگشتانی به اندازه ی بازوی انسان. در فیلم برای ترسناک تر کردن این موجودات ، از تمهیداتی چون بافتن موی سر ، پیرسینگ ، چرم و اسکلت حیوانات به عنوان محافظ آنان استفاده شده است.

 

"ما باید نگهبان (گاردین) را احظار کنیم!" این نخستین جمله ای است که ساکنان ازروت پس از مواجه با اورک های خشمگین به زبان می آورند . در این جا مراد از کلمه ی گاردین نه یک روزنامه ی لیبرال چاپ لندن که منظور ، جادوگری است ساکن برج با بازی بن فاستر. ما نخستین بار وی را با شلواری چرم و بدون پیراهن مشاهده می کنیم که مشغول کار روی مجسمه اش است. شخصیت هایی چون شاه جوان و ملکه با بازی دومینیک کوپر و روث نگا ، برادرش لوتار با بازی تراویس فیمل (شخصیتی همچون آراگون در ارباب حلقه ها ، البته بدون آن جذابیت و کاریزما) و یک کارآموز جادوگری جوان با بازی بن شنتزر ، از جمله کسانی هستند که این جادوگر را در مسیر مقاومت در برابر اورک ها یاری می کنند.

 

موضوع این فیلم ، حمله ی بیگانگانی با پوست های تیره رنگ به قلمروی سفیدپوستان در واقع کنایه ای است به وضعیت کنونی جهان و اعلام خطر مهاجرت رنگین پوستان به کشورهای اروپایی و البته آمریکا. آیا این دقیقا همان چیزی نیست که حزب استقلال بریتانیا در پی آن است ؟ یا همان چیزی که دونالد ترامپ ، دائما در سخنرانی های انتخاباتیش روی آن تاکید می کند ؟ خوشبختانه در فیلم اشاره نمی شود که اورک ها برای ربودن موقعیت های شغلی یا بهره برداری از سیستم مزایا به ازروت گام نهاده اند اما ما خوب می دانیم که این موجودات در پی تسخیر این سرزمین و مکیدن روح تمام موجودات زنده ی آن هستند.

 

در بین اورک ها ، دورتان اولین شخصیتی است که با او آشنا می شویم. اورکی پایبند به اصول و پدر جنگ سالار اورک ها با بازی دیدنی توبی کبل . جالب اینجاست که دورتان نسبت به همنوعانش از پوست روشن تری برخوردار است. او که نسبت به رهبر اورک ها تردید دارد در تلاش برای میانجی گری بین اورک ها و انسان هاست. یکی از شخصیت های جذاب فیلم ، جنگجویی بنام گارونا با بازی پائولا پاتون است . یک نیمه انسان ، نیمه اورک با پوستی سبز رنگ که سعی می کند وفاداریش به هر دو نژاد را حفظ کند. گارونا پتانسیل دراماتیک بالایی دارد و همواره در حال پنهان کردن زخم هایی از گذشته اش است و ما به عنوان تماشاگر سعی می کنیم تا اطلاعات دقیق تری را درباره ی این شخصیت به دست بیاوریم که متاسفانه در پایان ناکام می مانیم.

 

بخشی از مشکلمان با وارکرافت در این مسئله است که ما در طول فیلم شاهد رخ دادن اتفاقات متعددی هستیم بدون اینکه بتوانیم به طور کامل خود را درگیر این مسائل کنیم. در ارباب حلقه ها ما شایر را داریم که به عنوان قلمروی معنوی هابیت ها ، تصویری است از آنچه تک تک آنها برای حفظ و مراقبت از آن به مبارزه می پردازند. کسانی که به وضوح   یادآور اروپاییان قرن بیستم هستند اما در اینجا ما به جز قلعه ی سلطنتی ، برج جادوگران و میدان های نبرد به ندرت شاهد تصویر دیگری از ازروت هستیم. استفاده ی بیش از حد از تصاویر کامپیوتری و ترکیب گاها دست و پا شکسته ی آن با عناصر لایو اکشن در نهایت فقط منجر به فاصله گرفتن ما از اثر می شود و با وجود به خدمت گرفتن قدرت پردازشی بالا در جهت تماشایی تر شدن صحنه های مبارزه ، تصاویر به نوعی غیر واقعی از کار درآمده و ما به ندرت می توانیم گرمای جنگ را حس کنیم.

 

شاید بسیاری از مشکلات موجود در فیلم ، ریشه در بازی کامپیوتری آن داشته باشد اما پیش از این ، کارگردان فیلم ، دانکن جونز وعده داده بود که وارکرفت اشتباهات فیلم های ساخته شده بر اساس بازی های کامپیوتری را تکرار نخواهد کرد. جونز که خود از طرفداران قدیمی وارکرافت است و آن را با استادی هر چه تمام بازی می کند ، به وضوح عشق و توجه زیادی را برای ساخت داستان به خرج داده اما سوالی که مطرح است این است که آیا وی در به تصویر کشیدن ماجراها به حد کافی موفق بوده است یا خیر ؟

 

مترجم : شادی علیمحمدی

 

اختصاصی هنرنما

 

 

دیدگاه کاربران
نام: