Far from the Madding Crowd

Far from the Madding Crowd

دختری سرسخت و مستقل به نام بتشیما در انگلستان دوران ویکتوریایی یک مزرعه بزرگ را از عموی تازه درگذشته‌اش به ارث می‌برد و تصمیم می‌گیرد که آنجا را به تنهایی اداره کند ، این در حالی است که وی سه خواستگار سرسخت هم دارد : چوپانی به نام گابریل اوک ، فرانک تروی یک گروهبان گستاخ و در نهایت همسایه ی ثروتمندش ویلیام بولدوود.

ژانر :

درام | عاشقانه

امتیاز IMDb :

7.1

امتیاز منتقدین :

71/100

محصول کشور :

آمریکا | انگلستان

کارگردان :

Thomas Vinterberg

ستارگان :

Carey Mulligan | Matthias Schoenaerts | Tilly Vosburgh
نوشته شده در 1395/03/27

نقد فیلم Far from the Madding Crowd

منتقد : پیتر بردشاو

 

اقتباس سال 1968 جان شلزینجر از رمان " دور از اجتماع خشمگین" توماس هاردی را می توان سخت ترین کار انجام شده در تمام طول تاریخ سینما دانست . از همین رو است که اثر جدید ویتنبرگ ، با وجود هوشمندی ظاهری و خیال انگیز بودنش ، نسبت به نسخه ی قبل خود ، بسیار ضعیف و کم رمق جلوه می کند.

 

هرچه قدر که شلزینجر در نسخه ی کلاسیک این اثر  ، عاشق گرفتن تصاویر منظره ها و چشم اندازهای زیبای اطراف روستا بود ، ویتنبرگ ترجیح می دهد تا جایی که ممکن است با تصویربرداری در نماهای داخلی ، فیلم را به پیش ببرد . البته این اصلا به این معنی نیست که فیلم او از نماهای خارجی زیبا تهی است . صحنه هایی در فیلم وجود دارد که عملا علاقه ی ویتنبرگ به بازی با نور و رنگ را نمایان می کند . صحنه هایی چون نمایش غروب  خورشید یا سکانس معروف شمسیربازی در جنگل که استفاده از همین ترکیب نور و رنگ ، علاوه بر اینکه به پر رمز و راز بودن فضا می افزاید ، به نوعی تمایلات  و هیجانات درونی شخصیت زن را نیز به بیننده منتقل می کند که همین عامل را می توان به عنوان یک پیشرفت بزرگ نسبت به نسخه ی قبلی فیلم قلمداد کرد.

 

دور از اجتماع خشمگین با تمام بازی های متفاوتی که در دل خود دارد ، از هنرنمایی دو بازیگرش ، بیش از بقیه سود برده است .  "یکی کری مولیگان که با آن چهره ی دختروار  که ترکیبی است از زیرکی و زیبایی ، به عنوان کسی که می تواند هم جوان باشد و هم متعلق به چند قرن پیش ،  در نقش بتشیبا ، زن جوان و لجباز داستان به شکلی فوق العاده باورپذیر ظاهر شده است و دیگری مارتین شین که در نقش همسایه ی مجنون بتشیبا ، مثل همیشه یک بازی یکدست و جذاب را ارائه می دهد . وقتی او در این فیلم از درد حرف می زند ، تماشاگر با تمام وجود این درد را حس می کند . تام استوريج در نقش تروی جوان و خودخواه چندان موفق عمل نمی کند البته نوع شخصیت پردازی وی در داستان هم تا حدودی در خوب درنیامدن نقشش تاثیرگذار بوده است . اما یکی از انتخاب های بحث برانگیز فیلم ، حضور ماتياس شوئنارتس در نقش گابریل اوک چوپان است که به نوعی شخصیت مرکزی و مهم داستان هم به حساب می آید . شوئنارتس که اصالتی دانمارکی دارد ، در فیلم ناچارا بخش عمده ای از تمرکزش را صرف درست ادا کردن واژه ها و و بدون لهجه درآمدن جملات کرده است که همین عامل باعث هدر رفتن توانایی های بازیگریش شده است.

 

صحنه هایی که مولیگان و شین در مقابل هم قرار می گیرند ، همگی جزو بهترین قسمت های فیلم هستند . یکی از صحنه های ماندگار فیلم ، صحنه ی گفتگوی احساسی این دو بازیگر بعد از پایان ضیافت شام است که البته از آنجایی که این صحنه بلافاصله به صحنه ی اولین آشنایی بتشیبا و تروی ختم می شود ،  به دلیل به وجود آمدن تداخل حسی ، بخش عمده ای از تاثیرگذاریش را از دست می دهد.    

 

یکی از ایرادات فیلم ، پرداخت کم به صحنه های شب ازدواج بتشیبا و تروی و کوتاه بودن صحنه های مربوط به طوفان است . از طرفی به ماجرای تروی و همسر اولش و پنهان کاری های وی هم به اندازه ی کافی پرداخت نشده است . چیزی که هم در رمان و هم در نسخه ی سال 1968 فیلم ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

به طور کلی درباره ی دور از اجتماع خشمگین ویتنبرگ می توان گفت عواملی در فیلم وجود دارند که باعث بر هم خوردن تعادل آن می شوند . از بین چهار شخصیت اصلی فیلم ، زن اصلی و یکی از مردان فوق العاده اند ولی از دو مرد دیگر یکی در حدی متوسط باقی می ماند و دیگری اصلا خوب از آب در نمی آید . عنوان فیلم ، دور از اجتماع خشمگین است ولی این نام به هیچ وجه در فیلم جلوه نمی کند و ما بر خلاف رمان شاهد شخصیت هایی هستیم که به جای گوشه گیر و جامعه گریز بودن ، دقیقا خود اجتماع خشمگین هستند . در نهایت باید گفت اقتباس ویتنبرگ از رمان توماس هاردی اگر چه سرگرم کننده و صمیمی است ولی به هیچ وجه اقتباسی کامل نیست.

 

اختصاصی هنرنما

دیدگاه کاربران
نام: