نوشته شده در 1395/09/19
به بهانه ی 100 ساله شدن کرک داگلاس

به بهانه ی 100 ساله شدن کرک داگلاس

داگلاس در سن 100 سالگی ، از اینکه نمی تواند به خوبی مردم را درک و با آنها ارتباط برقرار کند ناراحت است با این حال سعی می کند همچنان نگاه مثبتش را حفظ کند

امروز نهم دسامبر سال 2016 ، کرک داگلاس ، بازیگر افسانه ای دنیای سینما 100 ساله شد. بازیگری که با حضور در تعدادی از ماندگارترین فیلم های سینما همچون "اسپارتاکوس" ، "زشت و زیبا" ، "20 هزار فرسنگ زیر دریا" ، "راه های افتخار" و "شور زندگی" ، بخشی از بهترین لحظات تاریخ سینما را رقم زد.

 

داگلاس دوست نداشت بازیگر سینما شود و همواره در رویاهایش خود را بر روی صحنه ی تئاتر در برادوی تصور می کرد . او با کمک لورن باکال به این رویایش هم خیلی زود دست یافت اما در ادامه با حضور باکال در هالیوود ، زمینه ی ورود داگلاس به سینما هم فراهم شد. باکال که با هامفری بوگارت ازدواج کرده بود ، سفارش داگلاس را به تهیه کننده سرشناس آن دوران ، هال والیس کرد. پس از آن والیس برای دیدن داگلاس به نیویورک رفت و پیشنهاد وسوسه انگیزی را به وی ارائه داد. داگلاس نیز که در ابتدا دستپاچه شده بود ، از آنجایی که با مشکل شدید مالی دست به گریبان بود ، پیشنهاد والیس را پذیرفت و اینگونه بود که او وارد هالیوود شد.

 

پس از اینکه داگلاس در نخستین فیلم خود تحت عنوان "عشق عجیب مارتا ایورز" نقش آفرینی کرد ، والیس خواستار بستن قراردادی طولانی مدت با او شد ولی از آنجایی که داگلاس می خواست کنترل مسیر بازیگریش را خودش شخصاً بر عهده بگیرد ، از متعهد شدن به چنین قراردادی صرف نظر کرد. این درحالی بود که دیگر بازیگر افسانه ای سینما ، برت لنکستر این قرارداد را امضا کرد. بعدها این دو بازیگر در فیلم " جدال در اوکی کرال" با هم همبازی شدند.

 

 

کرک با حضور در فیلم "قهرمان" با موضوع بوکس ، نخستین نامزدی اسکارش را تجربه کرد. "قهرمان" پر از صحنه های خیره کننده بود به همراه یک صحنه ی اسلومونشن قابل توجه که بعدها برای مارتین اسکورسیزی در ساخت فیلم "گاوخشمگین" تبدیل به یک منبع الهام مهم شد. داگلاس در سالهای 1952 و 1956 ، در فیلم های "زشت و زیبا" و "شور زندگی" ، هر دو به کارگردانی وینسنت مینه لی دو بار دیگر نیز نامزد دریافت جایزه ی اسکار شد. وی که در فیلم "شور زندگی" در نقش نقاش مشهور ، ونسان ون گوگ با بازی بسیار جسورانه و پر شور خود به خوبی تصویری احساسی ، متزلزل و شکننده را از وی به نمایش گذاشته بود ، به شدت مورد حمله ی جان وین خشمگین قرار گرفت.

یا عیسی مسیح ! کرک ! چگونه توانستی چنین نقشی را بازی کنی ؟ ما باید انسان های سرسخت و قدرتمند را به تصویر بکشیم نه مشتی همجنسگرای ضعیف.

 

داگلاس که بیست سال قبل یک سکته ی مغزی را از سر گذرانده است ، هم اکنون در سن 100 سالگی ، از اینکه نمی تواند به خوبی مردم را درک و با آنها ارتباط برقرار کند ناراحت است با این حال سعی می کند همچنان نگاه مثبت خود را حفظ کند

"برت (لنکستر) کجاست ؟ لارنس الیویه کجاست ؟ همه ی آنها رفتند. دلم برایشان تنگ می شود. احساس تنهایی می کنم.

 

داگلاس دو ماه پس از سکته ی مغزیش ، یک اسکار افتخاری را دریافت کرد چرا که دست اندرکاران آکادمی گمان می کردند که با این بیماری ، وی دیگر به پایان راه خود رسیده و احتمالاً به زودی این دنیا را به مقصدی نامعلوم ترک خواهد کرد. با این حال ، داگلاس قهرمان بیماران سکته ی مغزی است. او پس از این اتفاق چند فیلم دیگر بازی کرد و تا به امروز نیز 11 کتاب به چاپ رسانده است و در حال حاضر روی دوازدهمین اثر خود تمرکز دارد.

 

کرک و همسر 97 ساله اش ، آن بایدنس در ماه می ، شصت و سومین سالگرد ازدواجشان را جشن خواهند گرفت. آنها در خانه ای یک طبقه ای در بورلی هیلز زندگی می کنند. خانه ی آنها مجلل نیست و چیز چشمگیری نیز برای افراد رهگذر ندارد. در حیاط خانه یک استخر عمیق وجود دارد و در داخل نیز یک کتابخانه مملو از کتاب هایی نظیر دانشنامه بریتانیکا و آثاری در رابطه با نلسون ماندلا و استرالیا به همراه یک گلدان بزرگ پیکاسو ، یک نقاشی از لوترک ، یک کار از روی لیکتنستاین به علاوه ی تعدادی ماسک ، مجسمه و قطعات هنری دیگر از فرهنگ های مختلف جهان. تمام این وسایل ، دستاوردهای سفرهای متعدد داگلاس به نقاط مختلف دنیاست خصوصاً زمانی که به عنوان سفیر حسن نیت برای وزارت امور خارجه ی آمریکا کار می کرد.

 

مایکل داگلاس در کنار همسرش آن بایدنس

 

او در صحبت هایش به دفاع از آمریکا و هالیوود می پردازد :

من فکر می کنم که مردم اهمیت فیلم ها را درک نمی کنند. نه تنها فیلم ها به مخاطبان کمک می کند بلکه بازیگران کشور ما نیز به کشورهای مختلف دنیا یاری می رسانند. فکر نمی کنم مردم جهان به این نکته توجه داشته باشند که صنعت آمریکا چقدر به این دنیا خدمت کرده است. هر زمان که سیل یا بلایای طبیعی دیگر در نقطه ای از جهان رخ بدهد ، همواره بازیگران آمریکایی برای کمک رسانی آماده اند.

 

داگلاس این سخنان را در شرایطی بر زبان می آورد که خودش حسابی به دست به خیر بودن شهرت دارد. او و همسرش در سال 1964 بنیاد خیریه ی داگلاس را تاسیس نمودند و از آن زمان تا به امروز ، طی 52 سال مبلغی بیش از 120 میلیون دلار را به دلایل مختلف هزینه نموده اند. رقم 40 میلیون از این مبلغ صرف مرکز پناهگاه هری شده است که هدف آن کمک به افراد مبتلا به آلزایمر و اطرافیان آنها است. آنها همچنین هزینه ی بازسازی 400 زمین بازی برای کودکان لوس آنجلس ، ساخت مدارس ، خرید تجهیزات پزشکی برای بیمارستان کودکان لوس آنجلس و تاسیس مرکز حمایت از زنان بی خانمان را پرداخت نموده اند.

من به عنوان یک انسان فقیر به دنیا آمده و بزرگ شده ام. پدر و مادر من از مهاجران روس بودند. جالب اینجاست که من تا پیش از ورود به مدرسه هرگز انگلیسی صحبت نکرده بودم. با اینکه ما در آن زمان هیچ پولی نداشتیم اما مادرم همیشه به دوره گردانی که درب خانه مان را می زدند غذا میداد. مادرم فوق العاده بود و همین موضوع پس زمینه ی ذهنی مرا برای کمک کردن به دیگران شکل داد.

 

آیا داگلاس باید خیلی پیشتر از اینها روح خود را به فرشته ی مرگ می فروخت ؟ او تا به امروز چندین مرتبه از دام مرگ گریخته است. وی در سال 1958 قرار بود به همراه مایک تاد ، همسر الیزابت تیلور توسط هواپیمای شخصی او به پرواز درآید اما در آخرین لحظه ، همسر داگلاس ، او را از سوار شدن منصرف کرد. در ادامه تاد به تنهایی پرواز کرد و پس از مدتی در نیومکزیکو سقوط کرده و کشته شد. در سال 1991 نیز در حالی که او سوار بر هلیکوپتر بود در نزدیکی های سانتا پائولا با یک هواپیمای شخصی برخورد کرد که در این حادثه دو نفر جان خود را از دست دادند.

 

کرک در کنار پسرش مایکل داگلاس و عروسش کاترین زتا جونز

 

کرگ می خواست امتیاز کتاب "پرواز بر آشیانه ی فاخته (دیوانه ای از قفس پرید)" را از کن کیسی خریده و خود در آن بازی کند. در نهایت پسر کرک ، مایکل این امتیاز را خریداری نمود و نقش اصلی را هم به پدرش نداد. اینجا بود که کرک فهمید که دیگر وقت آن لحظه ی دردناک رسیده که باید حساب خود را از بازیگران درجه ی یک سینما جدا کند.

مایکل گفت یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب اینکه بالاخره پرواز بر آشیانه ی فاخته ساخته خواهد شد و خبر بد اینکه تو نمی توانی در آن بازی کنی. کیسی معتقد بود که من برای این نقش زیادی پیر هستم و باید جک نیکلسون آن را بازی کند. من هم گفتم من زیادی پیرم ؟ حالا اینی که گفتی کی هست ؟

 

یکی از کارهای ارزشمندی که داگلاس در گذشته انجام داده ، حمایت از دالتون ترامبو ، نویسنده ی مغضوب آمریکایی است. ترامبو که توسط مک کارتی به جرم کمونیست بودن در لیست سیاه قرار گرفته بود و از نام مستعار برای خود استفاده می کرد ، با حمایت شجاعانه ی داگلاس ، در فیلم "اسپارتاکوس" بعد از سال ها نامش به عنوان نویسنده ی فیلمنامه در تیتراژ ابتدایی آمد.

 

داگلاس به درگیری و اختلاف نظر فراوان با کارگردان هایش نیز شهرت دارد. وی با تعدادی از غول های سینما از جمله استنلی کوبریک ، جوزف ال. منکیه ‌ویچ ، هاوارد هاکس ، جان فرانکن‌هایمر ، بیلی وایلدر ، جان هیوستون ، وینسنت مینه لی ، الیا کازان و ویلیام وایلر همکاری داشته و ادعا می کند که با تک تکشان نیز درگیر شده است. با این حال می گوید که آنها را بسیار دوست داشته و از اینکه این شانس را داشته تا با آنها کار کند احساس خوشبختی می کند.

 

 

در فیلم اسپارتاکوس ، داگلاس به عنوان تهیه کننده و بازیگر اصلی کار ، به دلیل نارضایتی از روند تولید ، آنتونی مان را از کارگردانی برکنار کرد و به جای آن استنلی کوبریکی را آورد که پیش از آن در "راه های افتخار" همکاری موفقی با وی داشت. با این حال او رابطه ی خیلی آرامی هم با کوبریک نداشت و دائم به کار وی دخالت می کرد. ماندگارترین اختلاف نظر داگلاس و کوبریک بر سر بودن یا نبودن صحنه ای بود که در طی آن ، جمع کثیری از اسرا با گفتن عبارت "من اسپارتاکوس هستم" همبستگی خود را نشان می دهند. بدون شک اگر پافشاری های داگلاس نبود ، یکی از ماندگارترین لحظات سینمای تاریخ شکل نمی گرفت. سکانسی که نماد اتحاد و یکصدایی بود. من اسپارتاکوس هستم !

 

اختصاصی هنرنما

 

بازگشت به لیست
دیدگاه کاربران
نام: