نوشته شده در 1395/05/24
چهره هفته : مارک والبرگ

چهره هفته : مارک والبرگ

از شرارت تا شرافت ، از مدلینگ تا هیپ هاپ و از سلول های زندان تا سالن های سینما !

مارک والبرگ در پنجم ژوئن سال 1971 در محله دورچستر واقع در بوستون به دنیا آمد. وی کوچکترین فرزند خانواده بود و هشت خواهر و برادر بزرگتر از خود داشت ، در هنگام تولد وی  پدرش راننده ی کامیون و مادرش کارمند بانک بودند . پدرش اصالتی سوئدی – ایرلندی دارد و هنگامی که عضو ارتش آمریکا بود در جنگ کره به شدت مجروح شده است و مادرش یک ایرلندی – کانادایی است ، آنها در سال 1982 از هم جدا شدند . مادر او پس از طلاق درگیر مشکلات خودش بود و چندان وقت رسیدگی به فرزندانش را نداشت . مارک به عنوان یک کاتولیک تربیت شد و به دبیرستان کوپلی رفت ، جایی که هرگز از آنجا فارغ التحصیل نشد . او مدرک دیپلمش را پس از چیزی نزدیک به سه دهه  ، در سال 2013 دریافت کرد. او در جوانی به دلیل ایجاد مزاحمت برای دیگران ، سرقت و معامله ی مواد مخدر چیزی بین 20 تا 25 بار توسط پلیس دستگیر شد ، در سن 13 سالگی مدرسه را رها کرده و معتاد به کوکائین شد ، او یک نژاد پرست بود و در سن 15 سالگی در دو مقطع به خاطر کودک آزاری  توسط قانون مدنی محکوم شد ، دفعه ی نخست برای آزار رساندن به یک خواهر و برادر سیاهپوست و دفعه ی دوم به خاطر اذیت کردن یک گروه از بچه های مدرسه ی سیاهپوستان با سنگ پرتاب کردن به آنها و گفتن واژه های نژاد پرستانه . در 16 سالگی با یک چوب بزرگ به جان یک مرد میانسال ویتنامی افتاد و در حالی که فریاد می زد ویتنامی کثیف لعنتی با ضربات متعدد او را بیهوش کرد! او در همان روز به یک مرد ویتنامی دیگر هم حمله کرد ، این مرد در جنگ ویتنام یکی از چشمانش را از دست داده بود. او برای این حمله ها به جرم تلاش برای قتل دستگیر شد و به مدت دو سال به کانون اصلاح نوجوانان فرستاده شد ، اما فقط 45 روز آنجا ماند . وی همچنین در بیست ویک سالگی به صورت کاملا بی دلیل به پسر همسایه شان حمله کرد و فک او را شکست . والبرگ در سال 2006 درباره اقدامات شرورانه ی دوران جوانیش اینچنین سخن می گوید:

برای خیلی چیزها متاسفم ، من تاوان اشتباهاتمو دادم ،خیلی دنبال مرد نابینای ویتنامی گشتم تا بتونم شاید اون اتفاقاتو جبران کنم اما نشد ، بنابراین شروع کردم که دیگه کارهای خوب انجام بدم و با مردم مهربان باشم ، من حالا دیگه شبها راحت به خواب می رم.

 

او پس از آزادی از زندان اعلام کرد که می خواهد در رفتارش تجدید نظر کند:

از همون زمانی که برای اولین بار دست به خلافکاری زدم ، صدایی در سرم می گفت که تو عاقبت به زندان خواهی افتاد. سه تا از برادرام هم توی زندان بودند . خواهرم هم تجربه ی چند باز زندان رفتنو داره ، من میخوام پسر خوبی باشم ، من حضور در بدترین جاها رو تجربه کردم ولی دیگه نمی خوام به گذشته برگردم ، می خوام از این به بعد توی مسیر درستی قدم بردارم.

 

مارک در اولین اقدام به نزد کشیش رفت و به تمام جرم ها و جنایت های خود اعتراف کرد سپس به اراذل و اوباش محله اعلام کرد که دیگر نمی خواهد در کنار آنها باشد . او در اظهار نظری در سال 2009 به نکاتی اشاره کرد:

 

من توی زندگیم کلی اشتباه  داشتم و کلی هم کارهای ناجور انجام دادم ولی هیچوقت به خاطر این کارها والدینم و نوع تربیتشونو سرزنش نمی کنم ، اونها انتخاب بین خوب و بدو به من یاد دادند. من خودم رو مقصر اصلی همه ی اون اتفاقات میدونم همونطور که مسولیت کارموهم پذیرفتم.

 

والبرگ در نوامبر 2014 با ابراز پشیمانی از بزهکاری های دوران جوانیش از سوی دادگاه ماساچوست مورد عفو قرار گرفت . این عفو جنجال های زیادی به پا کرد و عده ای از قربانیان خشونت او موافق این رای و عده ای دیگر با آن مخالف بودند .

 

والبرگ در شانزده سالگی با کمک برادر بزرگترش دانی وارد عرصه ی موسیقی شد . او به مدت سه ماه عضو گروه دانی و دوستانش بود و پس از آن گروه را ترک کرد . سپس  نام "مارکی مارک" را برای خود انتخاب کرد و در سال 90 با همکاری رپر هایی مانند اسکات راس ، هربرت باروس و تری یانسی  گروه موسیقی خود را با نام " مارکی مارک و فانکی بانچ " تشکیل داد . اولین آلبوم آنها "موسیقی برای مردم" نام داشت که بسیار مورد استقبال واقع شد . آهنگ "وایلدساید" آنها در رتبه پنجم بیلبورد قرار گرفت . حتی یک بازی ویدئویی هم بر اساس نام گروه ساخته شد ، اما آلبوم دومشان به هیچ وجه موفقیت آلبوم اول را نداشت . مارک بعدها با پرنس ایتال جو در آلبوم "زندگی در خیابان ها" همکاری کرد . همچنین در سال 91 تک آهنگی با نام "نه مرسی" را در حمایت از دوست بوکسورش دریوژ میخالژوسکی اجرا کرد که خود دریوژ در موزیک ویدئو ی آن بازی کرده است. مارک چهار سال بعد دومین آلبوم مشترکش را با پرنس ایتال تهیه کرد که شامل ریمیکس های آهنگ های گذشته شان بود . در سال 97 نیز مجموعه ای از آهنگ های انفرادیش را تحت عنوان "سرتاسر جهان" منتشر کرد.  والبرگ کار مدلینگ را با حضور در تبلیغات "کالوین کلین" آغاز کرد . او در مجلات و تبلیغات تلوزیونی گاهی به صورت انفرادی و گاهی در کنار مدل مشهور ، کیت ماس ظاهر می شد . اکثر عکس های او را آنی لیبویتز ، عکاس پرتره مشهور می گرفت . مارکی یک ویدئو با نام "تمرین های مارکی مارک" با موضوع تناسب اندام و فیتنس ساخت ، همچنین در سال 2012 تصمیم به تولید مکمل های تغذیه برای ورزشکاران گرفت.

 

اولین تجربه بازیگری والبرگ به فیلم تلوزیونی "جانشین" در سال 93 بر می گردد . یک سال بعد اولین نقش سینماییش را در فیلم "مرد رنسانس" بازی کرد اما حضور در فیلم "خاطرات بسکتبال" در کنار لئوناردو دی کاپریو بود که نام او را سر زبان ها انداخت و باعث تحسین منتقدین شد . "ترس" اولین فیلمی بود که در آن به عنوان نقش اصلی ظاهر شد. وی در این فیلم نقشی شبیه به دوران جوانیش را بازی کرد . یک پسر شرور و بی رحم.

 

یکی از بزرگترین شانس های وی پیشنهاد بازی در "شب های بوگی " پل توماس اندرسون بود ، نقش آفرینی خوب والبرگ در این فیلم زمینه ساز حضور او در فیلم های مطرح دیگری همچون "سه پادشاه" به کارگردانی دیوید او. راسل و "محوطه" به کارگردانی جیمز گری شد . او با اینکه تجربه ی خوانندگی راک نداشت برای نقش اصلی فیلم "راک استار" انتخاب شد ، فیلم پس از اکران در گیشه شکست سختی خورد . مارکی پس از آن در سه فیلم بازسازی شده به عنوان نقش اصلی ظاهر شد . "سیاره میمون ها" به کارگردانی تیم برتون ، "حقیقت درباره چارلی" به کارگردانی جاناتان دمی و "کسب و کار (شغل) ایتالیایی" به کارگردانی اف.گری گری . یکی دیگر از شانس های والبرگ انتخاب شدن او برای نقش مامور پلیس بددهن ماساچوست در فیلم The Departed مارتین اسکورسیزی بود . نقش آفرینی متفاوت وی در فیلم ، نامزدی اسکار و گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد . یکی از نقش های سخت او در فیلم "تیر انداز" بود که برای ایفای آن مدت ها آموزش های تک تیراندازی دید . والبرگ در سال 2010 برای سومین بار با او. راسل همکاری کرد که نتیجه آن فیلم "مبارز" بود . او با وجود بازی زیبایش ، در بین چهار بازیگر اصلی فیلم تنها بازیگری بود که نامزد اسکار نشد . کریستین بل و ملیسا لئو به واسطه ی همین فیلم اسکار را به خانه بردند . او در سال 2014  در یک فیلم بازسازی دیگر با نام "قمارباز" حضور پیدا کرد . والبرگ در مصاحبه های بسیاری اعلام کرده بود که قصد دارد در چهل سالگی خود را بازنشسته کرده و بیشتر به خانواده اش و گلف حرفه ای بپردازد ، او مدت هاست که چهل سالگی را رد کرده است ولی همچنان علاقه مند به ادامه ی کار در سینماست.

 

از دیگر فعالیت های مارک والبرگ می توان به خرید حق امتیاز یک تیم کریکت با نام "بارباروس تریدنتس" در لیگ برتر کارائیب و اداره ی رستورانی  در ماساچوست اشاره کرد. همچنین او به همراه برادرانش تهیه کنندگان  شوی تلوزیونی "والبرگرز" هستند که تاکنون چهار فصل از آن ساخته شده است . مارک بسیار در امور خیریه فعال است . او در سال 2001 مرکزی را با نام " موسسه ی جوانان مارک والبرگ " تاسیس کرد تا به مشکلات جوانان بپردازد ، وی همچنین با چند مرکز خیریه برای کمک به زنان و کودکان بی خانمان همکاری می کند . او یک کاتولیک معتقد است و هر روز به کلیسا می رود.

 

برخی نکات :

 

  • او از سال 2001 با مدل آمریکایی "ری دورام" وارد رابطه شد . آنها نهایتا در سال 2009 در کلیسایی در بورلی هیلز ازدواج کردند . مارک دو پسر با نام های برندان جوزف و مایکل و دو دختر با نام های  الا رائه و گریس مارگارت دارد.

 

  • او عمارتی 5 میلیون دلاری را  در بورلی هیلز خریداری و مادرش را به آنجا منتقل کرد . مارک با مادرش رابطه ای صمیمانه دارد.

 

  • روی شانه ی چپش یک خالکوبی از باب مارلی دارد.

 

  • فیلم "حقیقت درباره چارلی" را بدترین فیلم کارنامه اش میداند.

 

  • قرار بود در هواپیمایی که در یازدهم سپتامبر با برجهای دوقلو برخورد کرد حضور داشته باشد اما از خوش اقبالی او در آخرین لحظات سفرش کنسل شد.

 

  • در رده بندی 100 هنرمند جذاب شبکه ی VH1 در رتبه 65 قرار گرفت . او در رده بندی دهه ی نود این شبکه جایگاه نخست را داشت.

 

  • در سال 2008 دستمزد او بین 12 تا 15 میلیون دلار به اضافه بخشی از سود فروش فیلم بود.

 

  • نقشش در فیلم "مکس پین" را محبوب ترین شخصیتی که بازی کرده می داند.

 

  • به همراه خواکین فونیکس به عنوان نقش های اصلی فیلم "کوهستان بروکبک" انتخاب شده بودند ولی به خاطر صحنه های جنسی فیلم آن را رد کردند.

 

  • او برادر شوهر جنی مک کارتی است . جنی در سال 2014 با دانی والبرگ ازدواج کرده است.

 

  • در سال 92 کتابی را چاپ کرده و در صفحه ی نخست کتاب ، آن را به آلت تناسلیش تقدیم میکند.

نظر مارک درباره ی اسکورسیزی :

هر وقت به شما گفتن فرصت داری تا با مارتین اسکورسیزی کار کنی بدون که شانس در خونتو زده.

 

درباره ی بازی در فیلم "شکست ناپذیر" محصول والت دیزنی :

این فیلمیه که بچه هام ، خواهر زاده هام  و برادر زاده هام میتونن اونو ببینن . مگه من چند تا فیلم با رده بندی سنی PG دارم . فکرشو بکن این بچه ها بخوان فیلم شبهای بوگی رو ببینن !

 

درباره ی The Departed :

سر صحنه ی فیلم من و مارتی (مارتین اسکورسیزی) دائما با هم درگیر بودیم . اون همش می گفت من مارتین اسکورسیزی هستم و از این جور مزخرفات  !  البته من فقط با مارتی درگیر نبودم ، به خاطر  نقشم حسابی دیوونه شده بودم و با همه دعوا داشتم با  لئوناردو ، مت دیمون و حتی جک . لعنت به جک نیکلسون ! ما بعدا حسابی با هم به این جریانات خندیدیم و رفیقای خیلی خوبی شدیم ، تازه دوست داریم دوباره با هم کار کنیم .

 

درباره ی دیوید بکام :

من به بکام نمی گم که چرا خونه زندگیتو ول کردی اما ازش می پرسم این همه جا بود بری ، چرا آمریکا ؟ ما فوتبال تو رو نمی خوایم  ، 90 دقیقه دنبال یک توپ بدویی بدون اینکه هیچ اتفاقی بیوفته ! ممنونم ازت رفیق ولی ما با همین بیسبال و بسکتبال حال می کنیم.

 

درباره ی مردم :

من دوست دارم با مردم صحبت کنم . علاقه ی ای به پیام و ایمیل ندارم چرا که دیدار چهره به چهره رو ترجیح میدم . شاید بگید من یه آدم عقب افتادم.

 

اختصاصی هنرنما

 

بازگشت به لیست
دیدگاه کاربران
نام: