نوشته شده در 1395/05/02
چهره هفته : مونیکا بلوچی

چهره هفته : مونیکا بلوچی

مونیکا ، دختری که خارج از روستای محل تولدش ، به جستجوی رویاهایش شتافت و در این مسیر ، قلب میلیونها نفر را به تسخیر خود درآورد.

مونیکا آنا ماریا بلوچی در سی ام سپتامبر سال 1964 در روستای کوچک سیتا دی کاستیلو واقع در ناحیه ی اومبریا ی ایتالیا به دنیا آمد . پدرش لوئیجی بلوچی در آن زمان صاحب یک شرکت حمل و نقل بود و مادرش ماریا گوستینلی خانه دار . مونیکا از همان ابتدای نوجوانی با صنعت مدلینگ آشنا شد به طوری که در آن زمان عکس هایش در مجلات محلی چاپ می شد و اتفاقاً علاقه مندان خودش را هم پیدا کرده بود . در هجده سالگی  وارد دانشکده ی حقوق پروجا شد و برای درآوردن خرج تحصیلش مدل بودن را هم ادامه داد ولی دو سال بعد دانشگاه را رها کرد و به صورت کاملاً حرفه ای وارد این عرصه شد . از همین رو به میلان نقل مکان کرد و در شرکت مشهور کالاهای لوکس  "دولچه و گابانا" به عنوان یکی از مدل های اصلی استخدام شد . با استمرار فعالیت های او در پاریس شهرت وی جهانگیر شد و در ادامه پایش به نیویورک نیز باز شد .  مونیکا با دیدن توانایی های خود و درک زیبایی خارج از وصفش ، به این امید که بتواند در سینما نیز به موفقیتی چشمگیر دست یابد در کنار کار حرفه ایش به کلاس های بازیگری هم رفت  ، در همین هنگام با عکاس مد ، کلودیو باسو ازدواج کرد که زندگی مشترک آنها پس از چهار سال به جدایی انجامید . در مدت کوتاهی محبوبیت مونیکا در ایتالیا و اروپا سر به فلک کشید به طوری که مردم و رسانه ها وی را با نمونه هایی چون سوفیا لورن و جینا لولوبریجیدا مقایسه می کردند و او را به عنوان یک نماد جذابیت برگزیدند . همین محبوبیت زمینه ساز اولین حضور سینمایی مونیکا در فیلم "لاتاری" شد . در این فیلم او نقش زن بیوه ای را بازی می کند که یک شهر در آرزوی همخوابگی با او هستند . فیلم بر اساس جذابیت مونیکا بنا شده و خود او هم می داند دقیقاً چگونه مردان را به آستانه ی دیوانگی و جنون برساند . او با وجود نیاز به مردان به هیچ وجه به آنها باج نمی دهد مگر آن زمانی که خودش دلش بخواهد مقداری از زیباییش را بر آنها ارزانی دارد . فیلم با وجود سطحی و پیش پا افتاده بودنش ، مجالی است برای نمایشی متفاوت از مدل جنجالی سرزمین چکمه ای ها  و رونمایی از ستاره ی آینده ی سینما .

 

مونیکا یک سال بعد در اولین تجربه ی هالیوودیش ، در فیلم "دراکولای برام استوکر" شانس این را پیدا کرد که در همین ابتدای مسیر بازیگری اش با بزرگانی چون فرانسیس فورد کوپولا ، آنتونی هاپکینز و گری اولدمن همکاری کند . وی در این فیلم نقش عروس دراکولا را بازی کرد که البته مدت حضور او در مقابل دوربین بسیار کوتاه بود . دراکولا ، تنها فیلم آمریکایی دهه ی نود بلوچی است . در این دهه در چند فیلم ایتالیایی بازی کرد اما به دلیل کیفیت پایین آنها هیچگاه نتوانست جایگاه مناسبی را در بین بازیگران ایتالیایی پیدا کند پس به سینمای فرانسه نقل مکان کرده و در چند فیلم محصول این کشور حضور یافت که مطرح ترین آن "آپارتمان" ، ساخته ی گیلس میمونی بود که در آن با همسر آینده اش ، ونسان کسل همبازی شد . آپارتمان برای او نامزدی دریافت جایزه ی بهترین ستاره ی نوظهور زن (آینده دار ترین بازیگر) جشنواره ی سزار را به همراه داشت  و خود فیلم نیز جایزه ی بهترین فیلم خارجی زبان بفتا را تصاحب کرد . "تحت سوءظن" دومین فیلم آمریکایی بلوچی بود که در آن ، وی با ستارگانی چون مورگان  فریمن و جین هاکمن همبازی شد . فیلم هم نزد منتقدین و هم نزد مردم شکست خورد ولی این اتفاق برای مونیکا زیر سایه ی موفقیت عظیم پروژه ی سینمایی بعدیش قرار گرفت .

 

"مالنا" ، ساخته ی تحسین برانگیز جوزپه تورناتوره ، از معدود فیلم های ایتالیایی موفق بلوچی بود که توانست نام او را به طور گسترده ای سر زبان ها بیندازد و دوباره او را  به عنوان یک نماد جذابیت مدرن مطرح کند . مونیکا در مالنا ، با کمترین دیالوگ و فقط با اتکا به بازی صورت و بدن چنان نمایش شگفت انگیزی ارائه داد که تمام منتقدین را در سطح جهان به تحسین وا داشت . بازی او ترکیبی از جذابیت و معصومیت بود . تقابل دو نگاه متفاوت نسبت به زیبایی و تمایلات جنسی ، یکی نگاه کودکانه و پاک و نگاهی دیگر ، شهوت آلود و منفعت طلبانه ؛ و چگونگی تبدیل شدن یک هوس کودکانه به عشقی آسمانی . بعد از موفقیت مالنا ، پای مونیکا به پروژه های تجاری و اغلب آمریکایی باز شد .  فیلم هایی نظیر "ماتریکس" ، "اشک های خورشید" و "برادران گریم" .   

 

در سال 2002 ، گاسپار نوئه ، کارگردان پیشروی فرانسوی برای نقش های اصلی فیلمش به دنبال زن و شوهری حقیقی می گشت پس اینچنین شد که به سراغ بلوچی و کسل رفت . "برگشت ناپذیر" به دلیل  دارا بودن صحنه ی تجاوزی وحشیانه و خون ریزی های فراوان ، جنجالی ترین فیلم سال شد و مورد غضب بسیاری از منتقدان و تماشاگران قرار گرفت. در هنگام نمایش فیلم در جشنواره ی کن سه نفر از هوش رفتند و بسیاری هم سالن سینما را به نشانه ی اعتراض ترک کردند . همین اتفاق در هنگام اکران رسمی فیلم در کشور هایی نظیر فرانسه و آمریکا هم رخ داد و تماشاگران خصوصاً زنان به روش های مختلف انزجار خود را از فیلم نشان دادند . مونیکا در برگشت ناپذیر شجاعانه ترین و شاید سخت ترین نمایش دوران حرفه ایش را ارائه می دهد ، آن زمان که تماشاگران شاهد رقص دلبرانه ی او هستند در حالی که می دانند چه سرنوشت شومی در انتظار اوست یا آن زمان که روی تخت دراز کشیده و دست روی شکم به رویاهایش می اندیشد . فیلمبرداری صحنه ی تجاوز دو شب طول کشید ، صحنه ای که به خاطر عمق خشونت برهنه اش ، خود مونیکا نیز تا به امروز حاضر به تماشای آن نشده است.

 

یک سال بعد مونیکا در قسمت های دوم و سوم مجموعه فیلم های ماتریکس در نقش پرسفون بازی کرد که این شخصیت توسط مجله ی امپایر به عنوان بیست و یکمین شخصیت جذاب تاریخ سینما انتخاب شد . نقش مریم مجدلیه در فیلم "مصائب مسیح" یکی از بحث برانگیز ترین انتخاب های او بود که مورد انتقاد عده ای نیز قرار گرفت . پس از این فیلم حضور بلوچی در سینما محدود شد به فیلم های نه چندان مطرح ایتالیایی و فرانسوی و حضور هایی کوتاه در فیلم های هالیوودی که این نقش ها هم عمدتاً بسیار کلیشه ای بودند ، یعنی همان شخصیت زن اغواگر که بیش از هر کسی برازنده ی اوست . یکی از این نقش ها در فیلم "بهشون شلیک کن" بود که در آن با کلایو اوون و پل جیاماتی همبازی شد. یکی از نقش آفرینی های متفاوت بلوچی در فیلم "فصل کرگدن" به کارگردانی بهمن قبادی بود که در آن در کنار بهروز وثوقی افسانه ای قرار گرفت . او که به زبان های ایتالیایی ، فرانسوی و انگلیسی مسلط است در این فیلم به زبان فارسی صحبت می کند . مونیکا به دلیل جذابیت بالایش برای بازی در فیلم "اسپکتر" انتخاب شد تا در سن پنجاه و یک سالگی به یکی از زیباترین دختران جیمز باندی تاریخ سینما بدل گردد.

 

مونیکا در سال 1996 ، در جریان فیلمبرداری "آپارتمان" وارد رابطه با ونسان کسل شد که این رابطه دو سال بعد به ازدواج آنها منتهی شد . حاصل این ازدواج دو دختر به نام های دوا و لئونی بود که در سال های 2004 و 2010 به دنیا آمدند . با اینکه به نظر می رسید مونیکا و ونسان به خاطر درک متقابل از هم و خصوصیات اخلاقی  نزدیکشان رابطه ای جدایی ناپذیر داشته باشند اما آنها در سال 2013 پس از سال ها زندگی مشترک از هم جدا شدند. 

 

برخی نکات :

 

  • بلوچی الگوی خود در بازیگری را کلودیا کاردیناله و سوفیا لورن می داند.

  • فیلم محبوش ، "یک روز به خصوص" به کارگردانی اتورا اسکولا و شعر محبوش نیز "سیلویا" سروده ی جاکومو لئوپاردی ، شاعر قرن نوزدهم ایتالیایی است.

  • ایلاریا دی امیکو ، نامزد جانلوئیجی بوفون صمیمی ترین دوست وی به حساب می آید.

  • در سال 2006 ، در مراسم فیفا جایزه ی توپ طلا را به هموطنش فابیو کاناوارو اهدا کرد.

  • بلوچی برای بازی در نقش مینا هارکر در فیلم "انجمن نجیب زادگان عجیب" انتخاب شده بود ولی در ادامه به خاطر ترافیک کاری ، این پروژه را رد کرد. نهایتا این نقش بع پنا ویلسون رسید.

  • مجسمه ی مومی وی در موزه ی گروین پاریس نگهداری می شود.

  • صاحب آپارتمانی در لندن است.

  • از حامیان جدی تیم ملی ایتالیاست.

  • روز تولدش با بازیگران سرشناسی چون ماریون کوتیار ، دبورا کر ، انجی دیکنسون و ازرا میلر در یک روز است.

  • با 51 سال سن ، عنوان مسن ترین بازیگر نقش دختران جیمز باندی را از آن خود کرده است. پیش از وی ، هانور بلکمن با 39 سال سن این عنوان را در اختیار داشت.

  • توسط بینندگان یک شوی تلویزیونی مطرح فرانسوی در سال 2004 به عنوان زیباترین زن جهان انتخاب شد.

  • در سال 2006 ، یکی از اعضای هیأت داوران جشنواره ی کن بود.

 

 

نقل قول ها :

 

وقتی که پیر شدم ، ترجیح میدم بچه هامو ببینم تا فیلم هامو.

 

بازیگری ادای واژه ها و کلمات نیست ، همونطور که هالی هانتر در فیلم پیانو یک کلمه هم صحبت نمیکنه ولی برنده ی اسکار میشه.

 

من در پاریس زندگی می کنم ولی حس می کنم که دختر تمام اروپا هستم.

 

بعد از عشقبازی ، مردها می گیرن میخوابند در حالی که زنها فکر می کنند.

 

وقتی ونسان (کسل) صحنه ی تجاوز فیلم رو دید ، زد زیر گریه ، من هم بغلش کردم و گفتم این فقط یک فیلمه ، هر دوی ما میدونیم که این واقعی نیست.

 

بدنم برای من خیلی مهمه ، صورتم ، بازوهام ، پاهام ، دستهام و چشمهام ، من از هر چیزی که دارم به خوبی استفاده می کنم . من ترسی از برهنه شدن ندارم چرا که هیچ چیزی زیباتر از یک بدن برهنه نیست.

 

من هیچوقت اینجا (هالیوود) نمی تونم زندگی کنم ، اینجا همه رو جوان میخوان ، تا 40 سالگی ازت کار می کشن و بعد دیوونت میکنن . اینجا همه لاغر میخوانت ، من نمی تونم ، من عاشق خوردنم ، اصلا کی به اینها اهمیت میده ، من کاملاً طبیعیم.

 

حضور در فرش قرمز و قرار گرفتن جلوی عکاس ها رو دوست ندارم ، احاطه شدن میون آدم های الکلی و گم شدن توی دود سیگارو هم دوست ندارم ، من میخوام بیشتر با دخترم باشم.

 

من یک ندانم گرا هستم البته به سایر ادیان هم احترام میذارم . چیزی که من به اون اعتقاد دارم  یک انرژی مرموزه که میتونه باعث به وجود اومدن اقیانوس ها ، جزر و مد و هماهنگی بین طبیعت و موجودات زنده بشه.

 

زیبایی همواره نوعی خاص از حس کنجکاوی رو به همراه داره . اما همونطور که اسکار وایلد میگه ، این حس 5 دقیقه بیشتر طول نمیکشه مگر اینکه با چیزهای دیگه تقویتش کنیم. بعید میدونم اگر صرفاً زیبا بودم و چیز دیگه ای نداشتم ، کارم در بازیگری به اینجا می کشید. کارگردان ها به خاطر استعدادم با من تماس می گیرند نه زیباییم.

 

 

اختصاصی هنرنما

بازگشت به لیست
دیدگاه کاربران
نام: