نوشته شده در 1395/04/22
شرح دیدار عباس کیارستمی و کوروساوا در سپتامبر 1993

شرح دیدار عباس کیارستمی و کوروساوا در سپتامبر 1993

در سپتامبر 1993، عباس کیارستمی و شهره گلپریان در توکیو با آکیرا کوروساوا دیدار کردند . آنچه از نظرتان می گذرد ، بخشی از سخنان رد و بدل شده بین دو فیلمساز است.

وقتی ساتیاجیت رای درگذشت من بسیار افسوس خوردم ، اما زمانی که فیلم های کیارستمی را دیدم خدا را شاکر شدم که مناسب ترین شخص را برای جانشینی او به ما عطا فرموده است .

 

این جمله از کوروساوا نقل شده است ! در سپتامبر 1993 ، عباس کیارستمی و شهره گلپریان در توکیو با  کوروساوا دیدار کردند . آنچه در ادامه می خوانید بخشی از سخنان رد و بدل شده بین دو فیلمساز است .

 

درب که باز می شود  پیرمردی را می بینیم بلند قامت با یک تی شرت ابریشمی صورتی ، استاد کوروساوا را ! البته در ادامه  پیرمرد راضی می شود  پیراهنی بپوشد رسمی تر و دوباره همان صورتی . او مارا به اتاق مطالعه اش در طبقه ی دوم می برد . دکوراسیون اتاق جملگی مارا بسیار تحت تاثیر قرار میدهد . مجسمه های اسکار او که در میان نوری ملایم می درخشند ، ظروف مسی ایرانی ، عکس همسرش و یک نقاشی ژاپنی روی دیوار . " ما همزمان در کن حضور داشتیم : این کوروساواست که سر صحبت را باز می کند .

" بله ، من تا بدان روز فیلمی از جناب عالی ندیده بودم " کیارستمی این را گفت و ادامه داد " من در کن شانس این را پیدا کردم که مادادایو شما را ببینم ، شما دو ردیف جلو تر از من نشسته بودید . این یک فرصت بزرگ بود که من شما و فیلمتان را همزمان می دیدم . شما ممکن است ندانید که در کشور من چقدر محبوب هستید . هم عوام و هم روشنفکران ، هر دو گروه آثار شما را می پسندند .  در واقع شما و آلفرد هیچکاک ، محبوب ترین فیلمسازان خارجی در کشور ما هستید . ای کاش میشد دیگر هموطنانم  را هم در این شادمانی سهیم می کردم .

-  ایرانی ها مرا دوبار برای داوری در جشنواره تهران دعوت کرده اند . بیش از یک دهه ی قبل . اما من علاقه ای به داوری فیلم ها ندارم . این برای من کار بسیار دشواریست . من میدانم که شما در یاماگاتا یکی از اعصای هیئت داوران بودید . این سخت نبود ؟

- بله این همیشه سخت است به خصوص زمانی که هیچ معیار مشخصی برای قضاوت وجود ندارد . هر بار که من به عنوان داور انتخاب می شوم به خودم می گویم این آخرین بار است اما هر دعوت نامه ی جدیدی به نوعی وسوسه ای جدید است ! و وقتی پای سفر کردن در میان باشد این غیر ممکن است که در برابر چنین وسوسه ای مقاومت کنید ، من که چنین موقعیتی را از دست نمی دهم .

- با شما موافقم ، اما سفر برای من دشوار است ، پاهایم درد می کنند و سفر های رسمی برای من حالت تحمیلی دارند . شما باید هر چیزی را که برایتان برنامه ریزی شده بپذیرید . در واقع شما سفر نمی کنید ، آنها هستند که شما را از این طرف به آن طرف می کشانند.

در این شرایط کیارستمی تلاش می کند که قول دیداری مجدد این بار در تهران را بگیرد اما بعید است که به موفقیت قابل توجهی دست یابد . با این حال آکیرا درباره ی ایران کنجکاوی می کند .

- من مطمئنم که فیلمسازان خوبی در ایران کار می کنند ، آنچه که من از سینمای شما می پسندم سادگی آن است ، سخت است بتوانم با کلمات این سینما را توصیف کنم . این خیلی عجیب است که شما چطور با بازیگران غیر حرفه ای کار می کنید ، خصوصا کار با کودکان !

-  بهترین پاسخ برای سوال شما این است که خیلی ساده بگویم نمی دانم ! گاهی بازی  بازیگران غیر حرفه ای مرا غافلگیر می کند ، البته هر چیزی قانون خودش را دارد اما شما همیشه ملزم به پیروی از این قوانین نیستید .

- من معتقدم این بسیار جالب و در عین حال دشوار است ، البته  کار با حرفه ای ها هم همیشه آسان نیست . شما فیلم به فیلم باید کاراکتر آنها را همچون ساختمانی تخریب کنید  و از نو بسازید .

 

کیارستمی میگوید که شنیده است کوروساوا چگونه بازیگر پیشکسوت فیلم آخرش را درمان کرده است . پیرمردی که همه نگران سلامتیش بودند  . با این حرف لبخندی بر لبان کوروساوا نقش می بندد . ،

-  شما اگر میخواهید یک نقش آفرینی کم نقص از بازیگرتان بگیرید باید از او مراقبت کنید. من گاها برای گرفتن یک بازی خوب از بازیگرم دست به دامن خشونت و اعمال فشار هم می شوم. شما تا به حال با حرفه ای ها کار کرده اید ؟

- در فیلم آخرم با بازیگری حرفه ای و کهنه کاری (محمد علی کشاورز) همکاری کردم که  برای من تجربه ای نو به حساب می آمد . به قول شما بازیگران حرفه ای به نقش آفرینی قبلیشان بسیار وابسطه هستند و سخت آن را فراموش می کنند .

کوروساوا بعد از تایید حرف کیارستمی از روش کارش برای طبیعی تر جلوه کرده صحنه ها سخن می گوید : من معمولا برای یکپارچگی بیشتر پلان هایم مدت خیلی بیشتری از طول هر پلان را فیلمبرداری می کنم و بعد آن را در اتاق تدوین کوتاه می کنم ، همچنین برای طبیعی تر شدن حالت بازیگران از دوربین های متعدد در صحنه استفاده می کنم به طوری که بازیگر نداند تصویر او از کدام دوربین ضبط می شود .

 

کیارستمی گلایه می کند که بسیاری از فیلم های او به خاطر همین طبیعی بودن مورد سرکوب منتقدین قرار می گیرند ."منتقدین معتقدند که صحنه و همین طور قاب سینما مقدس است و نباید هر چیز معمولی و بی اهمیت در آن تصویر شود ، از دید آنها طبیعت گرایی چیز بسیار پیش پا افتاده ایست ، آنها همه چیز را اغراق آمیز می خواهند ، آنها به سینمایی شبیه سینمای شما معتقدند ." کوروساوا که از این سخن غافلگیر شده با لبخند پاسخ می دهد .

-   شاید بازی بازیگران من در کشور شما اغراق شده تلقی شود ولی در اینجا یعنی کشور من امری عادیست ، نباید تفاوت های فرهنگی را به پای اغراق گذاشت. باید صادقانه بگویم که از تماشای فیلم های شما لذت می برم ، باید از سبک کاری شما قدردانی کرد ، واقعا شما چطور با بچه ها کار می کنید ؟  آنها به هیچ وجه با من احساس راحتی نمی کنند.

- شاید به خاطر اینکه شما کوروساوا هستید ! من در طول فیلمبرداری همیشه سعی میکنم طوری وانمود کنم که انگار من فرمانده ی کار نیستم . از دیگر عوامل درخواست می کنم که آنها درباره بازیگرانم قضاوت کنند ، البته هر موقعیتی ترفند خودش را دارد و گاهی داستان دیگری پیش می آید .

- این سینما باید جدی گرفته شود و مورد حمایت قرار بگیرد . بچه ها و نوه های من هیچگاه فیلم های آمریکایی نمی بینند ، آنها اینگونه فیلم هارا به خاطر خشونت بیش از حدش تحریم کرده اند. من امیدوارم سینمای انسانی شما بتواند در برابر این سینمای مبتذل ایستادگی کند. مطمئنا در هر جایی از دنیا فیلم های خوبی هم ساخته می شوند اما متاسفانه سینمای اروپا و آمریکا مسیر رو به عقبی را طی می کنند در حالی که سینمای آسیا با پیشرفت هایش راه خود را به سوی جشنواره های معتبر بین المللی باز کرده است. سینما پدیده ای جهانیست و در انحصار یک کشور نیست. ما می توانیم از زبان سینما ریشه های فرهنگی کشورمان را به مردمانمان یاد آوری کنیم . اگر فیلمی بر اساس فرهنگ ملی آن کشور ساخته شود در خارج از مرز ها هم مورد استقبال قرار خواهد گرفت . من و نوه هایم فرهنگ کشورتان را از طریق فیلم های شما شناختیم.

- شما قبلا گفته اید که یک فیلم باید با قلب ساخته شود و البته با قلب هم دیده شود.

- بله گفته ام . متاسفانه در ژاپن اکثر مردم با مغزشان فیلم میبینند و فقط دنبال پیدا کردن عیب و ایراد هستند . فیلم باید احساس را بر انگیخته کند اما خود فیلم های ساخته شده ی اخیر فاقد احساس هستند.

- شاید این فیلمسازان هستند که اینچنین باعث تنزل سلیفه ی تماشاگران شده اند.

- بله فیلمسازان باعث گمراهی تماشاگران شده اند ، به نظرم  با انتشار فیلمهای خوب قدیمی و قرار دادن این آثار در دسترس مردم می توان آنها را با سینمای سالم تر آشنا کرد.

 

هر دو فیلمساز در یک موضوع اتفاق نطر دارند ، کسانی که به دنبال عیب و ایراد گرفتن هستند خود را از لذت بردن از تماشای فیلم محروم می کنند.

پس از پایان این صحبت ها کوروساوا درباره شباهت صحنه های آغازین مادادایو و خانه دوست کجاست سخن گفت .

-  ظاهرا ما نکات مشترک فراوانی داریم !

کیارستمی پس از شنیدن این حرف تاکید می کند که کوروساوا از او بسیار مشهور تر است. این جمله فروتنی کوروساوا را به دنبال دارد.

- هر دوی ما پس از پایان فیلمبراری سخت به لوکیشن هایمان وابسطه می شویم . هر بار که فیلمی به پایان می رسد بسیار سخت است که با قهرمان هایت خداحافظی کنی .

 

لحظه ی خداحافظی نزدیک است  

 

کیارستمی از تجربیاتش می گوید :

معلم نقاشیم به من آموخته که با چشمانی نیمه باز جهان را نظاراه گر باشم در واقع ما باید خوب و با دقت به اطرافمان بنگریم.

 

دختر کوروساوا چای دوم را می آورد و  ما خود را برای گفتن واژه ی بدرود آماده می کنیم چرا که کیارستمی نگران سلامتی پیرمرد است.

نمی خواهم شما را بیش از این خسته کنم.

 

کوروساوا اصرار می کند که ما را به رستوران ببرد اما ما عذر می خواهیم و می رویم در حالی که امیدواریم خیلی زود دوباره استاد را زیارت کنیم.

 

اختصاصی هنرنما

بازگشت به لیست
دیدگاه کاربران
نام: