نوشته شده در 1395/03/30
دقایقی با ستاره ی فیلم نبراسکا

دقایقی با ستاره ی فیلم نبراسکا

بروس درن که چند روزی است وارد نهمین دهه از سال های زندگیش شده است ، کار حرفه ای در بازیگری را با کمک بزرگانی چون لی استراسبرگ و الیا کازان آغاز کرد و ...

بروس درن می توانست به سرنوشت بسیاری از هم نسلانش دچار شود که اواخر دهه ی پنجاه و شصت میلادی در سینما آغاز به درخشیدن کردند ولی پس از گذشت چند سال ، یکی پس از دیگری راه محو شدن را در پیش گرفتند . ولی درن اگر گاهی نمی درخشید در عوض همواره شیبی ملایم را در مسیر دوران حرفه ایش طی می کرد و توانست با این روش همواره نام خود را در میان چهره های جریان اصلی هالیوود حفظ کند . یکی از نتایج این تلاش ها ، همین اتفاق بود که وی بتواند پس از پنجاه سال بازیگری حرفه ای ، در فیلم نبراسکا ، نامزد دریافت جایزه ی اسکار شود یا در 80 سالگی آنقدر آماده و سرحال باشد که در "هشت نفرت انگیز" کوئنتین تارانتینو ایفای نقش کند.

 

درن که این روزها در نهمین دهه از زندگیش به سر می برد ، کار حرفه ای در بازیگری را با کمک بزرگانی چون لی استراسبرگ و الیا کازان آغاز کرد و این توفیق را داشت که بتواند از همان ابتدا در کنار ستارگانی چون جان وین ، کلینت ایستوود ، رابرت ردفورد ، بت دیویس ، باربارا استانویک ، جین فوندا ، جک نیکلسون و بسیاری دیگر به هنرنمایی بپردازد . در آن دوران ارتباط درن با چهره هایی چون میکی کوهن ، گانگستر بدنام  آمریکایی و ولادیمیر اشکنازی ، پیانیست برجسته ی روسی ، بازتاب های جالبی را برای وی به همراه داشت.

 

درن اخیرا در مصاحبه ای با ورایتی درباره ی همکاری های متعددش با فیلمسازان بزرگ سینما اینچنین اظهار نظر کرده است:

 

من با شش تن از نوابغ سینما کار کرده ام ، الیا کازان ، آلفرد هیچکاک ، داگلاس ترامبل - وقتی ترامبل پشت دوربین قرار می گیرد چیزهایی می بیند که هیچکس دیگر قادر به دیدن آنها نیست ، او جادو می بیند - ، فرانسیس فورد کوپولا ، الکساندر پین و کوئنتین تارانتینو که با نگاه به این اسامی می توانم بگویم واقعا آدم خوش شانسی هستم.

 

درن که روزگاری در دانشگاه پنسیلوانیا درس روزنامه نگاری می خواند ، این رشته را به خاطر علاقه اش به بازیگری رها کرد و بعد از آن به نزد استراسبرگ و کازان رفت و بدون هیچ تجربه ی بازیگری قبلی ، در استودیوی آنها پذیرفته شد تا در اولین اثر این استودیو تحت عنوان "سایه ی مرد مسلح" به کارگردانی جک گارفین به ایفای نقش بپردازد. ورایتی در همان زمان (26 نوامبر 1958) مطلبی منتشر کرد تحت این عنوان که بروس درن برای حضور در نقشی کوتاه به گروه بازیگران یک فیلم مرگبار اضافه شد و پس از نمایش فیلم ، والتر کر ، منتقد اینترنشنال هرالد تریبیون که از فیلم خوشش نیامده بود در یادداشت خود نوشت ، تنها نکته ی مثبت فیلم را می توان حضور 52 ثانیه ای فوق العاده ی بازیگری ناشناخته به نام بروس استرن (درن) دانست.

 

اگرچه کر نام درن را در یادداشتش اشتباه بیان می کند ولی همین اظهار نظر کوتاه هم برای این بازیگر جوان ، حکم آغازی دلپذیر را دارد . وی در ادامه به دلیل جلوگیری از یک چنین اشتباهاتی ، کلمه ی مک لیش را که متعلق به خاندان مادریش بود از نام خانوادگیش حذف می کند که این کار وی با دلخوری مادرش همراه می شود به طوری که او به پسرش می گوید : تو با این عنوان جدید به هیچ جایی نخواهی رسید . حتی بلندپروازی ها و موفقیت های بعدی درن هم نتوانستد دل مادرش را نسبت به خود نرم کن . او می گوید روزی به مادرم گفتم چرا اینقدر به آثار دایی بزرگمان ، آرچیبالد مکلیش (شاعر) می بالی ولی اهداف من برایت غیر قابل قبول است و مادرش چنین پاسخی میدهد : آرچی یک هنرمند است ، برنده ی جایزه ی پولیتزر شده است اما تو چی ؟ جز اینکه بازی کنی و پول بگیری کار دیگری بلد نیستی !

 

درن قرار بود در یکی از نقش های مهم فیلم "پرنده ی شیرین جوانی به تهیه کنندگی الیا کازان حضور یابد ولی نقش وی به ریپ تورن رسید تا در عوض کازان در فیلم بعدیش "رودخانه ی وحشی" از او بازی بگیرد . فیلمی که در سال 1960 به نمایش درآمد و درن در آن نقش کوتاهی را ایفا کرد. در ادامه کازان و استراسبرگ با دیدن استعداد درن او را تشویق کردند که به هالیوود برود.

 

برای بازیگران نسل ما رفتن به هالیوود شانس بزرگی بود چرا که در آنجا این امکان وجود داشت که با افسانه ها کار کنیم . تقریبا در سینمای امروز دیگر افسانه ای وجود ندارد ولی در آن دوران بازیگرانی چون رابرت ردفورد و کلینت ایستوود بهترین توصیف برای این واژه بودند.

 

 

درن که در سال 2013 در فیلم "نبراسکا" با الکساندر پین همکاری داشته است ، همواره سعی می کند به روش های گوناگون عشق و علاقه اش به این فیلم و شخص پین را ابراز کند. وی در این باره می گوید :

 

پین در ابتدای کار به من گفت ما اینجا 89 نفر دست اندر کار داریم که 58 نفر از آنها در تمامی فیلمهایم کنارم بودند . اینجا نباید از شکست بترسی چرا که همه ی ما پشت تو هستیم ، فقط بزرگترین لطفی که به ما می توانی بکنی این است که اجازه دهی من و فیلمبردار کار خودمان را انجام دهیم ، هرگز چیزی را به ما یادآوری نکن چرا که ما خودمان در پی یافتن بهترین ها هستیم . در تمام 58 سال بازیگریم هرگز چنین مدیریتی را ندیده بودم .

 

وی درباره ی جنبه ی کمدی نبراسکا هم اینچنین اظهار نظر می کند : اصولا نمی شود به هر چیز بامزه و خنده داری برچسپ کمدی زد . کمدی بسیار صادقانه تر آن است که به سادگی بتوان اجرایش کرد. 

 

 

 

در پایان از درن پرسیدیم در تمام دوران بازیگریش ، چه مسائلی درباره ی همکارانش وجود داشته که باعث ناراحتیش شده است . اولین مساله ای که نظر وی را جلب می کند ، مایکل چیمینو است . "پس از ساخته شدن دروازه ی بهشت ، برخوردی که با فیلم های مایکل چیمینو شد به هیچ وجه توجیه پذیر نبود . آثاری چون سال اژدها فیلم های خوبی بودند ولی با بی مهری منتقدان مواجه شدند." دومین شخصی که درن از او نام می برد ، رفیق قدیمیش جک نیکلسون است."پس از اینکه نیکلسون در سال 1971 فیلم "او گفت بران" را کارگردانی کرد چنان برخورد شرم آوری با وی شد که دیگر پس از آن سمت ساخت چنین آثاری نرفت . این فیلم اگرچه در گیشه شکست خورد ولی کار ارزشمندی به حساب می آمد." راجر کورمن ، کارگردان نامتعارف آمریکایی ، سومین شخصی بود که درن در مورد او احساس تاسف می کند. "هیچگاه اجازه ندادند که کورمن با وجود توانایی هایش ، فیلمی با بودجه ی مناسب را کارگردانی کند. و در نهایت الیا کازان آخرین شخص است که درن در موردش صحبت می کند . کسی که وی موفقیتش در بازیگریش را مدیون اوست. "در سال 1999 ، لحظه ای که اسکار افتخاری آکادمی به کازان اهدا شد ، وی با بی اعتنایی تعداد زیادی از حاضران که وی را مرتد سیاسی می نامیدند روبرو شد."

 

گفتنی است بروس درن  کهنه کار ، مجوعه خاطراتش را در کتابی تحت عنوان "چیزهایی که گفته ام اما ممکن است درست نباشند" گرداوردی کرده که این اثر در سال 2007 توسط انتشارات " جان وایلی و پسران " به چاپ رسیده است.

 

 

مطالب مرتبط :

بروس درن ، شاه لیر مدرن سینما

بازگشت به لیست
دیدگاه کاربران
نام: