نوشته شده در 1395/03/18
چهره ی  هفته : اوا گرین

چهره ی هفته : اوا گرین

بررسی کارنامه ی بازیگری که اگر چه فرانسوی است ، ولی در فیلم های فرانسوی ظاهر نمی شود . به همراه نقل قول ها و حواشی پیرامون وی .

اوا گرین ، مدل و بازیگر مشهور فرانسوی در پنجم جولای 1980 ، در شهر پاریس به دنیا آمده است . پدرش والتر گرین دندانپزشک و مادرش مارلن ژوبرت بازیگر مشهور فرانسوی است .  اصالتش از طرف پدری به سوئد و از طرف مادری به الجزایر بر می گردد . اوا یهودی است و خانواده اش را یک خانواده ی بورژوایی معرفی می کند . او دو دقیقه از خواهر دوقلویش بزرگتر است و خودش می گوید با وی خیلی تفاوت دارد . دو ماه پس از تولد اوا عکس او به همراه مادرش روی جلد مجله رفت . وقتی 7 سال داشت در بازدیدش از موزه لوور به باستان شناسی علاقه پیدا کرد و پس از آن  به مدرسه ای انگلیسی زبان در پاریس رفت و به صورت جدی به مطالعه درباره باستان شناسی پرداخت . او در کودکی و نوجوانی بسیار خجالتی و شکننده بود . وقتی 14 سال داشت بعد از دیدن ایزابل آجانی در فیلم سرگذشت آدل تصمیم گرفت بازیگر شود ، مادر او با توجه به صدماتی که خودش از سینما خورده بود و دیدن خلق و خوی حساس اوا  بسیار از این انتخاب نگران بود  ولی بعد از جدی شدن کار تصمیم گرفت از دخترش حمایت کند .

 

اوا در ادامه ، سه سال در مدرسه ی نمایش سنت پائول به تحصیل پرداخت و کلاس های بازیگری را هم به مدت 10 هفته در آکادمی هنرهای نمایشی وبر داگلاس در لندن پشت سر گذاشت ، مدتی هم در مدرسه ی هنر دانشگاه نیویورک کارگردانی خواند . پس از آن به پاریس بازگشت و در چند نمایش حضور پیدا کرد . خودش درباره ی این مقطع چنین می گوید " من همیشه سعی می کردم در نمایش ها نقش شرورترین ترین شخصیت ها رو بازی کنم ، چون این بهترین راه برای مقابله با احساسات روزمره ام بوده و هست " . او در سال 2001 برای یکی از این نمایش ها نامزد دریافت جایزه ی مولیر شد . جایزه مولیر معتبر ترین جایزه ی تئاتر فرانسه است که هر ساله به بهترین های این عرصه اهدا می شود . اوا یک سال بعد در یک اقتباس از نمایشنامه کمدی قرن هجدهمی با نام تورکارت روی صحنه رفت .

 

بازی چشمگیر اوا در این نمایش باعث جلب توجه برناردو برتولوچی ، کارگردان بزرگ ایتالیایی شد به طوری که  او را برای نقش اصلی زن فیلمش آینده اش پسندید . "رویابین ها" اولین فیلم سینمایی بود که اوا گرین در آن به نقش آفرینی پرداخت . او در فیلم خواهر دوقلوی لوئی گارل است ، برتولوچی اعتقاد داشت تجربه ی دوقلو بودن در زندگی واقعی اوا می تواند به نقش آفرینی بهتر او در فیلم کمک کند . بازی شجاعانه ی او در رویابین ها و اجرای بی پروای صحنه های هم آغوشی  در آن باعث تحسین عده ای از منتقدین و انتقاد تند  گروه دیگری از آنها شد . شاید بتوان نقش او در فیلم را از نظر میزان برهنگی با نقش ماریا اشنایدر در فیلم دیگر برتولوچی ، "آخرین تانگو در پاریس" مقایسه کرد . پدر و مادر اوا بسیار نگران بودند که دخترشان به خاطر روحیه ی حساسش به سرنوشت بازیگر آخرین تانگو دچار شود ، بازی اشنایدر در آخرین تانگو باعث نابودی مسیر بازیگری او و در نهایت محو شدنش شد  ولی درباره ی گرین قضیه کاملا متفاوت بود به طوری که این فیلم فتح بابی شد برای موفقیت های بیشتر او در دنیای سینما . خودش می گوید  "با گوش کردن به راهنمایی های برتولوچی هنگام فیلمبرداری صحنه های برهنگی حس راحت بودن داشتم ولی زمانی که خانواده ام فیلم رو دیدن از اونها خجالت کشیدم " .

 

گرین پس از رویابین ها در فیلمی با نام "آرسن لوپن" در نقشی مکمل بازی کرد ،  لوپن که از مشهورترین شخصیت های  داستانی ادبیات فرانسه است ، سارق تیزهوشی است که از روش هایی پیچیده برای دزدی های عجیب و غریبش استفاده می کند . تا به امروز چندین کتاب حول ماجراجویی های این شخصیت به چاپ رسیده است . بودجه ی 30 میلیون دلاری فیلم در بین فیلم های دیگر فرانسوی خیلی زیاد به حساب می آمد اما این رقم در مقایسه با بودجه ی سه فیلم بعدی گرین رقم بسیار ناچیزی بود . او یک سال بعد توسط ریدلی اسکات برای بازی در نقش زن اصلی فیلم  "قلمرو بهشت"  انتخاب شد . قلمرو بهشت فیلمی با موضوع جنگ صلیبی و حول ماجرای محاصره اورشلیم بود و گرین در آن ، نقش ملکه ی اورشلیم را ایفا کرد . با اینکه بخش های زیادی از صحنه های مربوط به او در تدوین نهایی حذف شد ولی این حضور باعث مطرح شدن بیش از پیش وی در سطح بین المللی شد . اوا که برای بازی در این نقش ،  شش مرتبه  تست داده بود تنها یک هفته مانده به آغاز فیلم برداری به گروه بازیگران اضافه شد . او بعد از اکران فیلم اعلام کرد حذف تعدادی از صحنه های مربوط به وی باعث نا امیدی و سرخوردگیش شده است . او اعتقاد داشت این حذفیات به عمق پیچیدگی شخصیتش در فیلم لطمه زده ، هرچند بعد ازعرضه نسخه ی کامل فیلم که 50 دقیقه طولانی تر بود کمی احساسش در این باره تلطیف شد . اوا در فیلم "جیمز باند : کازینو رویال" هم مثل فیلم قبلیش در آخرین لحظات به گروه بازیگران اضافه شد . تهیه کنندگان فیلم چندان مطمئن نبودند که انتخاب یک دختر فرانسوی برای فیلم جیمز باند ایده ی مناسبی باشد ، از طرفی گرین هم پیشنهاد برهنه شدن در فیلم را نپذیرفته بود . خودش علت قبول نقش را اینگونه بیان می کند که شخصیت پیشنهاد شده به او از اکثر دختران جیمز باند عمیق تر و پیچیده تر بود . پس از بازی در این نقش ، اوا با تحسین گسترده ی منتقدین روبرو شد و موفق به دریافت جایزه ی بفتا و امپایر شد . مجله ی سرگرمی های هفتگی شخصیت او را به عنوان چهارمین دختر جیمز باندی تاریخ سینما نامید و وبسایت IGN  از او به عنوان بهترین زن اغواگر سری فیلم های جیمز باند یاد کرد . بازی در نقش یک ملکه ی جادوگر در فیلم عظیم قطب نمای طلایی پروژه ی بعدی اوا بود . او که به طور عجیبی مشکل ترس از ارتفاع داشت برای ایفای نقشش با مشکلات خاصی روبرو شد . بعد از اکران فیلم  فیلیپ پولمن نویسنده ی رمان قطب نمای طلایی نامه ای به اوا نوشت و از بابت نقش آفرینی در این فیلم از وی تقدیر کرد . قطب نمای طلایی در آمریکا فروش خوبی نداشت ولی در فروش جهانی این ناکامی را تا حدود زیادی جبران کرد . اوا در ادامه در فیلم فرانکلین در نقش زنی مبتلا به اسکیزوفرنی بسیار موفق ظاهر شد . در فیلم بعدیش با نام "ترک ها " نیز نقش یک معلم مرموز مدرسه دخترانه را بازی کرد که عاشق یکی از شاگردانش می شود . این فیلم را دوست نزدیکش جوردن اسکات ، دختر ریدلی اسکات کارگردانی کرده است .

 

در سال 2009 ، لارس فون تریه ، کارگردان مشهور دانمارکی ، نقش اول فیلم جنجالیش  "ضد مسیح" را برای اوا گرین در نظر گرفته بود ، خود گرین هم علاقه مندیش را برای همکاری با فون تریه اعلام کرده بود ولی در ادامه مدیر برنامه های او مانع از بازیش در فیلم  شد و نقش به شارلوت گینزبورگ رسید .  گینزبورگ برای بازی در این فیلم برنده ی جایزه ی بهترین بازیگر جشنواره ی کن شد . اوا در درام آخرالزمانی و غافلگیر کننده ی دیوید مکنزی با نام "حس کامل" در کنار ایوان مک‌گرگور نقش زن اصلی فیلم را بازی کرد . یک سال بعد در فیلم "سایه های تاریک" به کارگردانی تیم برتون ظاهر شد ، خودش پیش از این فیلم گفته بود یکی از آرزوهایش همکاری با تیم برتون است . گرین پس از یک سال دوری از سینما در سال 2014 پرکارترین دوران حرفه ایش را پشت سر گذاشت . بازی در فیلم وسترن "رستگاری" در کنار مدس میکلسن و اریک کانتونا . ایفای نقش مادر شی لین وودلی در فیلم " پرنده ی سفید در بلیزارد" و  بازی در نقش های منفی دو فیلم بر اساس کمیک استریپ های فرانک میلر یعنی "300 : ظهور یک امپراطوری" و " شهر گناه : بانویی که به خاطرش می کشم" .

 

 

برخی نکات :

 

شخصیت سینمایی محبوبش آدل هوگو در فیلم "سرگذشت آدل" است .

  • خواکین فونیکس و ادوارد نورتون بازیگران مرد محبوبش هستند .

  • بازیگر زن محبوبش ایزابل آجانی است .

  • آرزو دارد روزی با ماریون کوتیار همبازی شود .

  • فرانسوا تروفو ، اینگمار برگمن ، لارس فون تریه ، تیم برتون ، دیوید لینچ و دیوید فینچر محبوب ترین کارگردانانش هستند .

  • یکی از رویاهاش این است که نقش یک قاتل سریالی را بازی کند .

  • دوست دارد با کارگردانانی نظیر تیم برتون ، استفن دالدری ،میشل گوندری و اسپایک جونز کار کند .

  • خرید کردن را دوست ندارد .

  • فلوت و پیانو می زند .

  • کلکسیونی از اشیای مذهبی دارد .

  • سگی از نژادبوردر تریر با نام گریفین دارد .

  •  پنجمین بازیگر فرانسوی بود که نقش دختران جیمز باند را بازی کرد .

  • نیکولا سارکوزی رئیس جمهور سابق فرانسه از گرین برای پیوستن به کمپین انتخاباتی اش دعوت کرد ولی با جواب رد وی روبرو شد .

  • در سال 2006 در رده بندی جذاب ترین های مجله ماکسیم در رتبه 16 قرار گرفت .

  • در سال 2007 به انتخاب مجله ی امپایر در رده ی 6 جذاب ترین ستاره های تاریخ سینما قرار گرفت .

  • در سال 2011 در لیست 50 زن زیبای مجله ی نیویورک تایمزدر رتبه ی 18 قرار گرفت .

 

 

نظر اوا درباره ی :

 

درباره ی خودش : کسایی که برای اولین بار منو می بینن میگن که خیلی شخصیت سردی دارم ، در واقع من خودمو در فاصله ی زیادی با دیگران احساس می کنم شاید به خاطر همینه که به سمت بازیگری کشیده شدم ، بازیگری اجازه میده پشت یک نقاب زندگی کنی . من تنها زندگی میکنم و شخصیت خیلی خونگی ای هم دارم ، اصلا علاقه ای به رفتن به کلوپ ها و مهمونی های وحشیانه ندارم ، وقتایی که کار نمی کنم ترجیح میدم خونه باشم ، کنار آتیش با یک لیوان نوشیدنی و یک کتاب خوب . کسالت آوره  نه ؟

 

درباره ی نژادش : در رگهای من خون الجزایری ، ترکی ، سوئدی و اسپانیایی جریان داره . من خودمو شهروند کل جهان می دونم . به نظر من زندگی و سینما دو چیزی هستند که مرز نمی شناسند .

 

درباره ی بازیگری : برای من بازیگری مثل یک روش درمانیه . من از این راه به بیان و تخلیه ی خودم می پردازم ، می تونم جیغ بزنم ، گریه کنم و بلند بلند بخندم ، من یه خیالبافم  و این بهترین کاره برای من . وقتایی که بازی نمی کنم در دنیایی ذهنی خودم زندگی می کنم ، با یک سری شخصیت های تخیلی .

 

و دوباره درباره ی بازیگری : من نمی خوام یک بازیگر صرفا فرانسوی باشم ، در واقع می خوام بازیگری در سطح بین المللی باشم ، من خیلی روی لهجه ی انگلیسیم کار کردم البته دلیلش این نیست که من دوست داشته باشم آمریکایی باشم یا توی هالیوود باقی بمونم نه ، من فرانسویم . فکر می کنم در این زمینه ژولیت بینوش یک الگوی بسیار خوبه ، کسی که در هر جای جهان پیشنهاد خوبی بهش بشه بازی می کنه .

 

درباره ی هالیوود : دوست دارم برگردم به تئاتر ، برنامه ای برای کار دائمی در هالیوود ندارم ، مشکلم با هالیوود اینه که اینجا استودیو ها خیلی پر قدرتند و حسابی زورشون به کارگردانا میچربه . اینجا چیزی که آرزوشو دارم فقط یک فیلمنامه ی خوبه ، هالیوود منو فقط برای نقش یک زن افسونگر میخواد .

 

درباره ی جوایز سینمایی : اعتقادی بهشون ندارم .

 

درباره ی برتولوچی و رویابین ها : من در اون مقطع از تئاتر خسته شده بودم و می خواستم کلا بیخیال بازیگری بشم اما وقتی که این نقش به من پیشنهاد شد مگه می تونستم به برتولوچی نه بگم . من در زندگیم آدم بسیار خجالتی ای هستم و صحنه های هم آغوشی فیلم هم قرار بود خیلی صریح و بی پرده باشه و این کار رو برای من سخت می کرد ولی خوب اینجا با برناردو برتولوچی سر و کار داشتم . من آخرین تانگو در پاریس رو دیدم واتفاقا اصلا هم مستهجن  نبود ، حتی مبتذل هم نبود ، و همینطور بیمارگونه  و من به برتولوچی اعتماد کردم . او استاد نمایش عشق و تمایلاته ، مردم آمریکا پس از دیدن فیلممون بسیار شوکه شدند و من اصلا نمی فهمم  چرا اونها اینقدر دیوونه ان ، من نمی فهمم چطور دیدن آدمای برهنه در تصاویر رو عیب می دونید ولی مثلا به راحتی کشتار کودکان بیگناه رو تماشا می کنید ؟ واقعا برای من عجیبه .

 

درباره ی ایزابل آجانی : ایزابل الگوی منه ، کاملا می پرستمش . من بارها و بارها سرگذشت آدل رو دیدم . اون واقعا زیباست و هر کاری ازش برمیاد ، صحنه های احساسی رو فوق العاده نترس به تصویر می کشه . من ایزابل رو وقتی که داشت نمایشیو در پاریس اجرا می کرد از نزدیک دیدم و به شدت تحت تاثیرش قرار گرفتم . بدنم شروع کرده بود به لرزیدن ، فقط تونستم بهش بگم من از طرفدارای سرسختت هستم . واقعا اون واسه من مثل یک اسطورست .

 

درباره ی دنیل دی لوئیس (همسر سابق ایزابل آجانی) : دنیل عادت داره برای مدت زیادی در قالب نقش هاش باقی بمونه . تصور کنید وقتی میاد خونه انگار دیگه خودش نیست و یکی دیگست ، یا اینجوری بگم که انگار با خودش یکی دیگه هم میاره خونه . واقعا سخته با همچین کسی زندگی کنی . دنیل واقعا آدم دوست داشتنی ایه ولی من یکی هیچوقت زنش نمیشم .

 

درباره ی دنیل کریگ : دنیل جیمز باند خیلی خونسردیه ، او رفتار خیلی پدرانه ای داشت و حواسش کاملا به من بود . او می خواست جیمز باند متفاوتی خلق کنه ، راستش اول ازش می ترسیدم ولی بعدا دیدم اون واقعا یک جیمز باند خیلی خوبه .

 

درباره میشائیل هانکه : آدم دوست داره مغز هانکه رو باز کنه و ببینه اونجا چه خبره ؟ واقعا این چیز های عجیب از کجا میان ؟ به نظرم وجه دیگه ی شخصیت او بسیار شرورانه است .

بازگشت به لیست
دیدگاه کاربران
نام: